فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ
انصاریان
پس جایگاه و پناهگاهش هاویه است،
آیتی
جايگاهش در هاويه است.
بهرام پور
پس جايگاهش هاويه است
فولادوند
پس جايش «هاويه» باشد.
الهی قمشهای
جایگاهش در قعر هاویه (جهنم) است.
خرمدل
مادرِ (مهربان) او، پرتگاه (ژرف دوزخ) است (و برای در آغوش کشیدن او، دهان خود را به سویش باز کرده است).
خرمشاهی
بازگشتگاه او دوزخ است
مکارم شیرازی
پناهگاهش «هاویه» [= دوزخ] است!
مجتبوی
پس جايگاه او دوزخ است- كه در آن سرنگون شود-.
صادقی تهرانی
محور و مقصدش پرتگاهی آتشین است.