لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ
انصاریان
دین شما برای خودتان، و دین من برای خودم.
آیتی
شما را دين خود، و مرا دين خود.
بهرام پور
شما را دين خودتان و مرا دين خويش
فولادوند
دين شما براى خودتان، و دين من براى خودم.»
الهی قمشهای
پس اینک دین (شرک و جهل) شما برای شما باشد و دین (توحید و خدا پرستی) من هم برای من (تا روزی که به امر حق شما را از شرک برگردانم و به راه توحید خدا و خدا پرستی هدایت کنم).
خرمدل
آئین خودتان برای خودتان، و آئین خودم برای خودم!
خرمشاهی
شما را دین شما، و مرا دین من
مکارم شیرازی
(حال که چنین است) آیین شما برای خودتان، و آیین من برای خودم!
معزی
شما را است دینتان و مرا است دینم
مجتبوی
شما راست دين شما و مراست دين من- يعنى نه من در عبادت بتها و خدايانساختگى با شما هماهنگ خواهم شد و نه شما توفيق پرستش خداى يكتاى سزاوار پرستش را خواهيد داشت-.
صادقی تهرانی
«دین شما برای خودتان و دین من (هم) برای خودم.»