قَالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ مَا لَنَا فِي بَنَاتِكَ مِنْ حَقٍّ وَإِنَّكَ لَتَعْلَمُ مَا نُرِيدُ
انصاریان
گفتند: مسلماً دانسته ای که ما را به دخترانت هیچ حاجت و نیازی نیست و خوب می دانی که ما چه می خواهیم!!
آیتی
گفتند: تو خود مىدانى كه ما را به دختران تو نيازى نيست و نيز مىدانى كه چه مىخواهيم.
بهرام پور
گفتند: تو خوب مىدانى كه ما را به دختران تو حاجتى نيست و تو خوب مىدانى كه ما چه مىخواهيم
فولادوند
گفتند: «تو خوب مىدانى كه ما را به دخترانت حاجتى نيست و تو خوب مىدانى كه ما چه مىخواهيم.»
الهی قمشهای
قوم لوط گفتند: تو خود میدانی که ما را رغبت و میلی به آن دختران نیست و تو به خوبی میدانی که مطلب ما چیست.
خرمدل
گفتند: تو که میدانی ما را به دختران تو نیازی نیست، و میدانی که چه چیز میخواهیم.
خرمشاهی
گفتند خوب میدانی که ما با دخترانت کاری نداریم و تو خوب میدانی که ما چه میخواهیم
مکارم شیرازی
گفتند: «تو که میدانی ما تمایلی به دختران تو نداریم؛ و خوب میدانی ما چه میخواهیم!»
معزی
گفتند تو دانی نیست ما را در دختران تو کامی و هر آینه میدانی ما چه خواهیم
مجتبوی
گفتند: تو خود مىدانى كه ما را به دختران تو حقى- رغبت و نيازى- نيست، و تو خود مىدانى كه ما چه مىخواهيم.
صادقی تهرانی
گفتند: «تو بیچون همی دانستهای که ما را در دخترانت هیچ حقی نیست، و بیگمان همچنان میدانی که ما چه میخواهیم.»