قَالُوا يَا شُعَيْبُ مَا نَفْقَهُ كَثِيرًا مِمَّا تَقُولُ وَإِنَّا لَنَرَاكَ فِينَا ضَعِيفًا ۖ وَلَوْلَا رَهْطُكَ لَرَجَمْنَاكَ ۖ وَمَا أَنْتَ عَلَيْنَا بِعَزِيزٍ
انصاریان
گفتند: ای شعیب! بسیاری از مطالبی که می گویی نمی فهمیم، و به راستی تو را در [مقایسه با] خود، ناتوان و ضعیف می بینیم، و اگر عشیره ات نبودند، بی تردید سنگسارت می کردیم، وتو بر ما پیروز نیستی.
آیتی
گفتند: اى شعيب، بسيارى از چيزهايى را كه مىگويى نمىفهميم، تو را در ميان خود ناتوان مىبينيم، اگر به خاطر قبيلهات نبود، سنگسارت مىكرديم و تو بر ما پيروزى نيابى.
بهرام پور
گفتند: اى شعيب! بسيارى از آنچه را كه مىگويى نمىفهميم و ما به راستى تو را در ميان خود ناتوان مىبينيم، و اگر [به احترام] عشيرهات نبود سنگسارت مىكرديم، و تو بر ما غالب نيستى
فولادوند
گفتند: «اى شعيب! بسيارى از آنچه را كه مىگويى نمىفهميم، و واقعاً تو را در ميان خود ضعيف مىبينيم، و اگر عشيره تو نبود قطعاً سنگسارت مىكرديم، و تو بر ما پيروز نيستى!»
الهی قمشهای
قوم پاسخ دادند که ای شعیب، ما بسیاری از آنچه میگویی نمیفهمیم و تو را در میان خود شخصی بیارزش و ناتوان میبینیم و اگر (ملاحظه) طایفه تو نبود سنگسارت میکردیم، که تو را نزد ما عزت و احترامی نیست.
خرمدل
گفتند: ای شعیب! بسیاری از چیزهائی را که میگوئی نمیفهمیم (و گوشمان به سخنانت بدهکار نیست) و ما شما را در میان خود ضعیف میبینیم (و قادر به دفاع از خویشتن و اقناع دیگران نمیدانیم). اگر (به خاطر احترام) قبیلهی اندک تو نبود (که بر آئین ما میباشند) ما تو را سنگباران میکردیم و تو در پیش ما قدر و ارزشی نداری (تا تو را بزرگ و محترم داریم و از کشتن تو صرف نظر کنیم، و در برابر ما قوّت و قدرت آن را نداری که از خویشتن دفاع کنی).
خرمشاهی
گفتند ای شعیب بسیاری از آنچه میگویی در نمییابیم و تو را در میان خود ناتوان میبینیم، و اگر خاندانت نبود، بیشک سنگسارت میکردیم و تو نزد ما عزیز نیستی
مکارم شیرازی
گفتند: «ای شعیب! بسیاری از آنچه را میگویی، ما نمیفهمیم! و ما تو را در میان خود، ضعیف مییابیم؛ و اگر (بخاطر) قبیله کوچکت نبود، تو را سنگسار میکردیم؛ و تو در برابر ما قدرتی نداری!»
معزی
گفتند ای شعیب درنمییابیم بسیاری از آنچه گوئی و همانا بینیمت میان ما ناتوان و اگر نبودند کسان تو هر آینه سنگسارت میکردیم و نیستی تو بر ما برتر
مجتبوی
گفتند: اى شعيب، بسيارى از آنچه را كه گويى در نمىيابيم و هر آينه تو را در ميان خود ناتوان مىبينيم، و اگر كسان و خويشانت نبودند سنگسارت مىكرديم و تو نزد ما توانمند- يا گرامى- نيستى.
صادقی تهرانی
گفتند: «ای شعیب! ما بسیاری از آنچه را که میگویی نمیتوانیم بفهمیم، و همواره ما تو را در میان خودمان بس ناتوان میبینیم، و اگر کسانت نبودند بیچون سنگسارت میکردیم، و تو بر (سر و سامان)مان عزتی (و موقعیتی) نداری.»