قَالَ إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَأَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ
انصاریان
گفت: شکوه اندوه شدید و غم و غصه ام را فقط به خدا می برم و از خدا می دانم آنچه را که شما نمی دانید.
آیتی
گفت: جز اين نيست كه شرح اندوه خويش تنها با خدا مىگويم. زيرا آنچه من از خدا مىدانم شما نمىدانيد.
بهرام پور
گفت: من شرح درد و اندوه خويش را تنها با خدا مىگويم، و از خداوند چيزى مىدانم كه شما نمىدانيد
فولادوند
گفت: «من شكايت غم و اندوه خود را پيش خدا مىبرم، و از [عنايت] خدا چيزى مىدانم كه شما نمىدانيد.
الهی قمشهای
یعقوب گفت: من با خدا غم و درد دل خود گویم و از (لطف بیحساب) خدا چیزی دانم که شما نمیدانید.
خرمدل
گفت: شکایت پریشان حالی و اندوه خود را تنها و تنها به (درگاه) خدا میبرم، (و فقط به آستان خدا مینالم و حلّ مشکل خود را از او میخواهم) و من از سوی خدا چیزهائی میدانم که شما نمیدانید.
خرمشاهی
گفت درد و اندوهم را فقط با خداوند در میان میگذارم، و از [عنایت] خداوند چیزی میدانم که شما نمیدانید
مکارم شیرازی
گفت: «من غم و اندوهم را تنها به خدا میگویم (و شکایت نزد او میبرم)! و از خدا چیزهایی میدانم که شما نمیدانید!
معزی
گفت جز این نیست که شکوه اندوه و فسردگی خویش را به خدا برم و میدانم از خدا آنچه نمیدانید
مجتبوی
گفت: همانا از درد و اندوه خويش به خدا مىنالم و چيزى از خدا مىدانم كه شما نمىدانيد.
صادقی تهرانی
گفت: «من شکایت غم و اندوه خود را تنها سوی خدا میبرم، و از خدا چیزی میدانم که شما نمیدانید.»