وَمَا أَهْلَكْنَا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا وَلَهَا كِتَابٌ مَعْلُومٌ
انصاریان
و هیچ شهری را [به خاطر فساد فراگیرش] نابود نکردیم مگر اینکه برای آن سرنوشتی معین [وروزگار ودوره ای تغییرناپذیر] بود.
آیتی
هيچ قريه‌اى را هلاك نكرديم، مگر آنكه زمانى معلوم داشت.
بهرام پور
و هيچ شهرى را هلاك نكرديم مگر اين كه براى آن اجلى معين بود
فولادوند
و هيچ شهرى را هلاك نكرديم مگر اينكه براى آن اجلى معيّن بود.
الهی قمشه‌ای
و ما هیچ ملک و ملتی را هلاک نکردیم جز به هنگامی معین.
خرمدل
ما هیچ شهر و روستائی را نابود نکرده‌ایم مگر (پس از انقضای) مدّت معیّنی (که) داشته است.
خرمشاهی
و ما [اهل‌] هیچ شهری را نابود نکردیم مگر آنکه اجل مکتوب و معینی داشت‌
مکارم شیرازی
ما اهل هیچ شهر و دیاری را هلاک نکردیم مگر اینکه اجل معیّن (و زمان تغییر ناپذیری) داشتند!
معزی
و نابود نکردیم شهری را جز آنکه بود آن را کتابی دانسته‌
مجتبوی
و [مردم‌] هيچ شهرى را هلاك نكرديم مگر آنكه آن را نوشته‌اى- حكمى و سرنوشتى و زمانى- معلوم بود.
صادقی تهرانی
و هیچ گروهی را هلاک نکردیم مگر اینکه برایشان (سرنوشت و) نوشته‌ای معلوم است.
: