قُلْ لَوْ كَانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَمَا يَقُولُونَ إِذًا لَابْتَغَوْا إِلَىٰ ذِي الْعَرْشِ سَبِيلًا
انصاریان
بگو: اگر آن گونه که می گویند، باخدا خدایانی بود، در آن هنگام به سوی صاحب عرش راهی می جستند [تا قدرتش را تصاحب کنند.]
آیتی
بگو: همچنان كه مىگويند، اگر با او خدايان ديگرى هم بودند پس به سوى صاحب عرش راهى جسته بودند.
بهرام پور
بگو: اگر با او چنان كه مىگويند خدايان ديگرى بود، در آن صورت حتما به سوى صاحب عرش راهى مىجستند [تا قدرت را به دست گيرند]
فولادوند
بگو: «اگر - چنانكه مىگويند- با او خدايانى [ديگر] بود، در آن صورت حتماً در صدد جستن راهى به سوى [خداوند،] صاحب عرش، برمىآمدند.»
الهی قمشهای
بگو: اگر با خدای یکتا چنانکه آنها میگویند خدایان دیگری بود در این صورت آن خدایان بر خدای عرش (به تنازع) راه میگرفتند (و تمانع آنان موجب اختلال نظام عالم میشد. پس چون عالم را نظام ثابتی است دلیل است که با خدای یگانه خدایان دیگری نیست).
خرمدل
(ای پیغمبر! به مشرکان) بگو: اگر با خداوند (جهان) آن چنان که میپندارید، خدایانی (در گسترهی هستی) بودند، در این صورت قطعاً درصدد برمیآمدند که بر (یزدان سبحان) صاحب تخت (جهان) چیره شوند، (و اختلاف و تنازع خدایان گوناگون، نظم و نظام دنیا را مختلّ میکرد).
خرمشاهی
بگو اگر چنانکه میگویند در جنب او خدایانی هم بودند، در آن صورت به سوی خداوند صاحب عرش [برای معارضه یا تقرب] راه میبردند
مکارم شیرازی
بگو: «اگر آنچنان که آنها میگویند با او خدایانی بود، در این صورت، (خدایان) سعی میکردند راهی به سوی (خداوند) صاحب عرش پیدا کنند.»
معزی
بگو اگر میبود با او خدایانی چنانکه گوئید در آن هنگام میجستند بسوی خداوند عرش راهی را
مجتبوی
بگو: اگر با خداى، چنانكه مىگويند، خدايانى بود آنگاه به خداوند عرش راهى جسته بودند- تا فرمانروايى جهان را از او بستانند-.
صادقی تهرانی
بگو: «اگر – چنانکه میگویند – با او خدایانی بودند، در آن هنگام (وهنگامه) بیچون راهی به سوی صاحب تخت فرماندهی جهانی [:خدا] میجستند.»