كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَهَا وَلَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئًا ۚ وَفَجَّرْنَا خِلَالَهُمَا نَهَرًا
انصاریان
هر یک از این دو باغ میوه اش را می داد و چیزی از آن میوه نمی کاست، و میان آن دو باغ، نهری [پر آب] روان کردیم.
آیتی
آن دو تاكستان، ميوه خود را مىدادند بى هيچ كم و كاست. و نهرى بين آن دو جارى گردانيديم.
بهرام پور
هر دو باغ محصول خود را بىهيچ كم و كاست مىداد و ميان آن دو نهرى جارى ساختيم
فولادوند
هر يك از اين دو باغ محصول خود را [به موقع] مىداد و از [صاحبش] چيزى دريغ نمىورزيد، و ميان آن دو [باغ] نهرى روان كرده بوديم.
الهی قمشهای
آن دو باغ کاملا میوههای خود را بیهیچ آفت و نقصان بداد و در وسط آنها جوی آبی نیز روان ساختیم.
خرمدل
هر دو باغ (از نظر فرآوردههای کشاورزی کامل بودند و درختان) به ثمر نشسته بودند (و کشتزارهای داخل آن خوشه بسته بودند) و هر دو باغ در میوه و ثمره چیزی فروگذار نکرده بودند، و ما در میان آنها رودبار بزرگی (از زمین) برجوشانده بودیم (که در زیر درختان جریان داشت).
خرمشاهی
و هر دو باغ میوهاش را میداد و از صاحبش چیزی دریغ نمیورزید و در میانه آنها جویباری روان کرده بودیم
مکارم شیرازی
هر دو باغ، میوه آورده بود، (میوههای فراوان،) و چیزی فروگذار نکرده بود؛ و میان آن دو، نهر بزرگی جاری ساخته بودیم.
معزی
هردو باغ دادند میوه خود را و ستم نکرد از آن چیزی را و شکافتیم میان آنها جوئی
مجتبوی
كه هر دو بوستان ميوه خود را مىداد و چيزى از آن نمىكاست، و ميان آن دو بوستان جويى فراخ روان ساختيم
صادقی تهرانی
هر دو باغ خوراکی خود را (به شایستگی) آوردند و از آن چیزی را نکاستند. و میان آن دو باغ نهری شکافتیم.