قَالَ لَا تُؤَاخِذْنِي بِمَا نَسِيتُ وَلَا تُرْهِقْنِي مِنْ أَمْرِي عُسْرًا
انصاریان
گفت: مرا بر آنچه از یاد بردم، مؤاخذه مکن و در کارم به من سخت مگیر.
آیتی
گفت: اگر فراموش كردهام مرا بازخواست مكن و بدين اندازه بر من سخت مگير.
بهرام پور
موسى گفت: به سبب آنچه فراموش كردم مرا مؤاخذه مكن و در كارم بر من سخت مگير
فولادوند
[موسى] گفت: «به سبب آنچه فراموش كردم، مرا مؤاخذه مكن و در كارم بر من سخت مگير.»
الهی قمشهای
موسی گفت: (این یک بار) بر من مگیر که شرط خود را فراموش کردم و مرا تکلیف سخت طاقت فرسا نفرما.
خرمدل
(موسی) گفت: مرا به خاطر فراموش کردن (توصیهات) بازخواست مکن و در کارم (که یادگیری و پیروی از تو است) بر من سخت مگیر.
خرمشاهی
گفت مرا به خاطر آنچه فراموش کردم مؤاخذه مکن و کار را بر من سخت مگیر
مکارم شیرازی
(موسی) گفت: «مرا بخاطر این فراموشکاریم مؤاخذه مکن و از این کارم بر من سخت مگیر!»
معزی
گفت مرا نگیر بدانچه فراموش کردم و نرسان به من از کارم سختی را
مجتبوی
گفت: مرا بدانچه فراموش كردم بازخواست مكن و كارم را بر من سخت مگير.
صادقی تهرانی
(موسی) گفت: «به (سبب) آنچه فراموش کردم، مرا مؤاخذه مکن، و از (این) کارم، مرا به سختی مینداز.»