حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَطْلُعُ عَلَىٰ قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِهَا سِتْرًا
انصاریان
تا زمانی که به محل طلوع خورشید رسید، آن را یافت که بر قومی طلوع می کند که در برابر آن پوششی [از مسکن و لباس] برای آنان قرار نداده ایم.
آیتی
تا به مكان برآمدن آفتاب رسيد. ديد بر قومى طلوع مىكند كه غير از پرتو آن برايشان هيچ پوششى قرار ندادهايم.
بهرام پور
تا آنگاه كه به طلوعگاه خورشيد رسيد، آن را ديد بر قومى طلوع مىكند كه براى آنها در برابر آن پوششى قرار نداده بوديم [و هيچ گونه سايبانى نداشتند]
فولادوند
تا آنگاه كه به جايگاه برآمدن خورشيد رسيد. [خورشيد] را [چنين] يافت كه بر قومى طلوع مىكرد كه براى ايشان در برابر آن پوششى قرار نداده بوديم.
الهی قمشهای
تا چون به مشرق زمین رسید آنجا دید که خورشید بر قومی میتابد که ما میان آنها و آفتاب ساتری قرار ندادهایم (یعنی لباس و خیمه و مسکنی که از حرارت خورشید سایبان کنند نداشتند).
خرمدل
تا وقتی که به محلّ طلوع خورشید رسید. دید که آفتاب بر مردمانی میتابد که برای حفظ خود از آن، ما پوششی (به نام جامه، یا سرپناهی به نام خانه) بهرهی ایشان نکرده بودیم (و آنان همچون انسانهای اوّلیّه، لخت و عریان در بیابان گرم و سوزان زندگی میکردند).
خرمشاهی
تا آنکه به سرزمین مشرق [خورشید] رسید و آن را چنین یافت که بر مردمانی که در برابر [تابش] آن پوششی برایشان نگذاشته بودیم، میتافت
مکارم شیرازی
تا به خاستگاه خورشید رسید؛ (در آن جا) دید خورشید بر جمعیّتی طلوع میکند که در برابر (تابش) آفتاب، پوششی برای آنها قرار نداده بودیم (و هیچ گونه سایبانی نداشتند).
معزی
تا گاهی که رسید برآمدنگاه خورشید را یافتش برمیآید بر گروهی نگذاردهایم برای ایشان جز آن پوششی را
مجتبوی
تا چون به جاى برآمدن آفتاب رسيد، آن را ديد كه بر قومى مىتابد كه براى آنان در برابر آن پوششى قرار نداده بوديم.
صادقی تهرانی
تا آنگاه که به جایگاه بر آمدن خورشید رسید (و) آن را (چنان) یافت که بر قومی طلوع میکرد، که برایشان در برابر آن پوششی قرار ندادیم.