وَمِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لَا يَعْلَمُونَ الْكِتَابَ إِلَّا أَمَانِيَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ
انصاریان
و گروهی از یهود، که جاهل و بی سوادند [غیر از تورات فعلی] که جز بافته های دروغین [عالمان خائن آنان نیست] نمی دانند، و حال آن که [در امر دین به سبب عدم تحقیق و دنبال نکردن علم و دانش] فقط در مسیر گمان و خیال واهی قدم برمی دارند.
آیتی
برخى از ايشان بيسوادانى هستند كه نمىدانند در آن كتاب چيست، جز سخنانى كه شنيدهاند و مىخوانند. اينان تنها پايبند گمان خويشند.
بهرام پور
و گروهى از آنان افراد عامى هستند كه كتاب خدا را جز يك مشت اوهام و آرزوها چيزى نمىدانند، و اينان پاىبند پندارند و بس
فولادوند
و [بعضى] از آنان بىسوادانى هستند كه كتاب [خدا] را جز خيالات خامى نمىدانند، و فقط گمان مىبرند.
الهی قمشهای
و بعضی عوام یهود که خواندن و نوشتن هم ندانند تورات را جز آمال باطل خود نپندارند و تنها پابست خیالات خام و بیهوده خویشند.
خرمدل
و پارهای از آنان افراد بیسوادی هستند که (از) کتاب (خدا تورات) جز (یک مشت خرافات و دروغهائی که احبارشان به هم بافتهاند و با) آرزوهای (آنان سازگار است) نمیدانند، و تنها به پندارهایشان دل بستهاند.
خرمشاهی
و از آنان بیسوادانی هستند که کتاب آسمانی [تورات] را جز طوطیوار [و لقلقه زبان] نمیدانند و جز پندار نمیبافند
مکارم شیرازی
و پارهای از آنان عوامانی هستند که کتاب خدا را جز یک مشت خیالات و آرزوها نمیدانند؛ و تنها به پندارهایشان دل بستهاند.
معزی
و از ایشانند گروهی اُمّی و مادرزاد که نمیدانند کتاب را جز آرزو و افسانههایی و نیستند جز پندارندگان
مجتبوی
و برخى از آنان- يعنى عوام جهودان- كه خواندن و نوشتن نتوانند، از كتاب- تورات- ندانند مگر آرزوهايى بيهوده- سازگار با هوسها و خواهشهاى دلشان- و تنها گمانهايى در سر مىپرورند.
صادقی تهرانی
و (بعضی) از آنان بیسوادانی هستند که (معنای درستِ) کتاب (تورات) را بجز آرزوهای بیپایه نمیدانند، و فقط (به آن) گمان میبرند.