لَا تَرَىٰ فِيهَا عِوَجًا وَلَا أَمْتًا
انصاریان
که در آن هیچ کژی و پستی و بلندی نمی بینی.
آیتی
در آن هيچ كجى و پستى و بلندى نمى‌بينى.
بهرام پور
كه در آن نه پستى بينى و نه بلندى
فولادوند
نه در آن كژى مى‌بينى و نه ناهموارى.
الهی قمشه‌ای
که در آن ابدا هیچ بلندی و پستی نخواهی دید.
خرمدل
در آن هیچ گونه پستی و بلندی نمی‌بینی (انگار قبلاً آباد نبوده است و خانه و کاشانه و فراز و نشیبی نداشته است).
خرمشاهی
که در آن نه نشیبی می‌بینی و نه فرازی‌
مکارم شیرازی
به گونه‌ای که در آن، هیچ پستی و بلندی نمی‌بینی!»
معزی
که نبینی در آن کجی و نه بلندی را
مجتبوی
در آن هيچ كجى- يعنى پستى- و بلندى نبينى.
صادقی تهرانی
«نه در آن کژی می‌بینی و نه ناهمواری.»
: