وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ ۖ وَقَدْ خَابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْمًا
انصاریان
و همه چهره ها در برابر [خدای] زنده قائم به ذات خاضع و فروتن می شوند، و کسی که بار ظلم و ستمی با خود برداشت، مسلماً محروم و ناامید شود،
آیتی
و چهرهها در برابر خداى زنده پاينده خاضع مىشود و هر كه بار كفر بر دوش مىكشد نوميد مىگردد.
بهرام پور
و در آن روز چهرهها در برابر [خداى] زندهى پاينده خاضع شوند و هر كه بار ستم برداشت مأيوس و زيانكار گردد
فولادوند
و چهرهها براى آن [خداى] زنده پاينده خضوع مىكنند، و آن كس كه ظلمى بر دوش دارد نوميد مىماند.
الهی قمشهای
و بزرگان عالم همه در پیشگاه عزت آن خدای حی توانا ذلیل و خاضعند و (در آن روز) هر که بار ظلم و ستم به دوش دارد سخت زبون و زیانکار است.
خرمدل
(در آن روز همهی) چهرهها در برابر خداوندِ باقی و جاویدان، و گرداننده و نگهبانِ جهان (همچون اسیران) خضوع و خشوع میکنند و کُرنِش میبرند، و کسی که (در آن روز کولهبارِ) کفر (دنیای خود) را بر دوش کشد، ناامید (از لطف خدا و بیبهره از نجات و ثواب) میگردد.
خرمشاهی
و سرها در برابر [پروردگار] زنده پاینده فرود آید، و هر کسی بار ستمی برداشته باشد، نومید گردد
مکارم شیرازی
و (در آن روز) همه چهرهها در برابر خداوند حیّ قیوم، خاضع میشود؛ و مأیوس (و زیانکار) است آن که بار ستمی بر دوش دارد!
معزی
و خوار شدند چهرهها برای خدای زنده پاینده و همانا زیانکار شد آنکه برداشت ستمی را
مجتبوی
و چهرهها در برابر خداى زنده پاينده خوار و فروتن باشند و هر كه بار ستم برداشت بىگمان تهيدست و نوميد گردد.
صادقی تهرانی
و همهی چهرهها برای آن (خدای) زندهی پایندهی نگهدارنده توجه کردند، حال آنکه بیچون آن کس که ظلمی بر دوش داشته زیان کرده است.