قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَىٰ وَقَدْ كُنْتُ بَصِيرًا
انصاریان
می گوید: پروردگارا! برای چه مرا نابینا محشور کردی، در حالی که [در دنیا] بینا بودم؟
آیتی
گويد: اى پروردگار من، چرا مرا نابينا محشور كردى و حال آنكه من بينا بودم؟
بهرام پور
مىگويد: پروردگارا! چرا مرا نابينا محشور كردى حال آن كه بينا بودم
فولادوند
مىگويد: «پروردگارا، چرا مرا نابينا محشور كردى با آنكه بينا بودم؟»
الهی قمشهای
گوید: الها، چرا مرا نابینا محشور کردی و حال آنکه من بینا بودم؟
خرمدل
خواهد گفت: پروردگارا! چرا مرا نابینا (برانگیختهای و به عرصهی قیامت گسیل داشته و در آنجا) جمع آوردهای؟ من که قبلاً (در دنیا) بینا بودهام.
خرمشاهی
گوید پروردگارا چرا مرا نابینا برانگیختی و حال آنکه من بینا بودم
مکارم شیرازی
میگوید: «پروردگارا! چرا نابینا محشورم کردی؟! من که بینا بودم!»
معزی
گوید پروردگارا چرا مرا برون آوردی کور حالی که بودم بینا
مجتبوی
گويد: پروردگارا، چرا مرا نابينا برانگيختى و حال آنكه بينا بودم؟!
صادقی تهرانی
گفت: « پروردگارم! چرا مرا نابینا محشور کردی حال آنکه بهراستی بینا بودهام؟»