فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَٰذَا إِلَٰهُكُمْ وَإِلَٰهُ مُوسَىٰ فَنَسِيَ
انصاریان
پس برای آنان مجسمه گوساله ای که صدای گاو داشت بیرون آورد، آن گاه [او و پیروانش] گفتند: این معبود شما و معبود موسی است که [موسی آن را] فراموش کرد [به این خاطر برای طلب معبود به طور رفت.]
آیتی
و برايشان تنديس گوسالهاى كه نعره گاوان را داشت بساخت و گفتند: اين خداى شما و خداى موسى است. و موسى فراموش كرده بود.
بهرام پور
پس براى آنان پيكر گوسالهاى ساخت كه صداى گاو داشت، پس [او و پيروانش] گفتند: خداى شما و خداى موسى همين است كه فراموش كرد
فولادوند
پس براى آنان پيكر گوسالهاى كه صدايى داشت بيرون آورد، و [او و پيروانش] گفتند: «اين خداى شما و خداى موسى است، و [پيمان خدا را] فراموش كرد.»
الهی قمشهای
آنگاه سامری با آن زر و زیورها مجسّمه گوسالهای بساخت که صدایی شگفت داشت و (با این شعبده سامری و پیروانش) گفتند: خدای شما و خدای موسی همین گوساله است که موسی فراموش کرده است.
خرمدل
سپس مجسّمهی گوسالهای را برای مردم (از میان آتش) بیرون آورد (که به علّت تعبیهی سوراخهائی در آن، به هنگام وزش باد، صدائی همچون) صدای گوساله داشت. (سامری و پیروانش) گفتند: این معبود شما و معبود موسی است و او (چنین چیزی را) فراموش کرده است (و در طلب آن به کوه طور رفته است).
خرمشاهی
و [چنین بود که سامری] برای آنان پیکر گوسالهای ساخت و پرداخت که بانگ گاو داشت، آنگاه گفتند این خدای شما و موسی است که فراموشش کرده بود
مکارم شیرازی
و برای آنان مجسّمه گوسالهای که صدایی همچون صدای گوساله (واقعی) داشت پدید آورد؛ و (به یکدیگر) گفتند: «این خدای شما، و خدای موسی است!» و او فراموش کرد (پیمانی را که با خدا بسته بود)!
معزی
پس برون آورد برای ایشان گوسالهای پیکری که آن را است بانگی گفتند این است خدای شما و خدای موسی پس فراموش کرد
مجتبوی
و براى آنان كالبد گوسالهاى برون آورد كه او را بانگى بود پس [سامرى و پيروانش] گفتند: اين خداى شما و خداى موسى است، و [سامرى خداى راستين را] از ياد برد.
صادقی تهرانی
پس برایشان پیکر گوسالهای که صدای گوساله داشت بیرون آورد. پس (او و پیروانش) گفتند: «این خدای شما و خدای موسی است.» پس (خدا را) فراموش کرد.