لَا تَرْكُضُوا وَارْجِعُوا إِلَىٰ مَا أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَمَسَاكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْأَلُونَ
انصاریان
[از روی استهزا و تحقیر به آنان گفتند:] فرار نکنید، و به سوی زندگی مرفّهی که در آن نازپرورده [و مغرور] بودید و خانه هایتان بازگردید تا [بار دیگر به وسیله تهیدستان و مستمندان] از شما درخواست کمک شود [و شما آنان را با کبر و نخوت برانید.]
آیتی
مگريزيد. به ناز و تنعم و خانههاى خويش بازگرديد، تا بازخواست گرديد.
بهرام پور
[به استهزا گفته مىشد]، نگريزيد و به زندگى خوش و به خانههاى خود برگرديد تا شايد [فقرا] از شما حاجت خواهند [و شما هم ندهيد]
فولادوند
[هان] مگريزيد، و به سوى آنچه در آن متنعّم بوديد و [به سوى] سراهايتان بازگرديد، باشد كه شما مورد پرسش قرار گيريد.
الهی قمشهای
(در آن حال به آنها خطاب شد که) مگریزید و رو به کامرانیها و خانههای خود آرید (و به اصلاح فسادکاری خویش بپردازید) که روزی ممکن است از آن بازخواست شوید.
خرمدل
(امّا به عنوان تمسخر و استهزاء بدیشان گفته شده است:) نگریزید و باز گردید به سوی زندگانی پرناز و نعمتی که در آن بسر میبردید و به سوی کاخها و قصرهای پرزرق و برقتان! شاید (خدمتگزاران و اطرافیانتان به شما نیاز داشته باشند و) از شما (کمکی و چیزی) خواسته شود (و به رأی و نظرتان محتاج باشند).
خرمشاهی
نگریزید و به مهد ناز و نعمت و خانه و کاشانهتان باز گردید، باشد که از شما بازخواست شود
مکارم شیرازی
(گفتیم:) فرار نکنید؛ و به زندگی پر ناز و نعمت، و به مسکنهای پر زرق و برقتان بازگردید! شاید (سائلان بیایند و) از شما تقاضا کنند (شما هم آنان را محروم بازگردانید)!
معزی
ندوید و بازگردید بسوی آنچه هوسران بودید در آن و نشیمنهای خویش شاید پرسش شوید
مجتبوی
مگريزيد، و به كامرانى و خانههاى خويش بازگرديد تا مگر از شما بپرسند.
صادقی تهرانی
(هان! از آن برخورد) مگریزید و سوی آنچه در آن متنعم شدید و (سوی) مسکنهایتان بازگردید، شاید شما مورد پرسش قرار گیرید.