فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّىٰ أَنْسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَكُونَ
انصاریان
ولی شما آنان را به مسخره گرفتید، تا [دل مشغولی شما به مسخره آنان] یاد مرا از خاطرتان برد، و شما همواره به [ایمان، عمل و دعاهای] آنان می خندیدید!!
آیتی
و شما ريشخندشان مى‌كرديد، تا ياد مرا از خاطرتان بزدودند. و شما همچنان به آنها مى‌خنديديد.
بهرام پور
امّا شما آنها را به ريشخند گرفتيد تا اين كه [شما را رها كردند و] ذكر مرا از ياد شما بردند و شما همچنان بر آنان مى‌خنديديد
فولادوند
و شما آنان [=مؤمنان‌] را به ريشخند گرفتيد، تا [با اين كار] ياد مرا از خاطرتان بردند و شما بر آنان مى‌خنديديد.
الهی قمشه‌ای
در آن وقت (شما کافران) آن بندگان خاص مرا تمسخر می‌کردید تا آنجا که این سبب شد که مرا به کلی فراموش کردید و بر آن خداپرستان خنده و استهزاء می‌نمودید.
خرمدل
شما ایشان را به باد تمسخر می‌گرفتید، تا آنجا که سرگرم شدن به تمسخر ایشان، ذکر و عبادت مرا از یادتان برده بود، و کارتان همیشه خندیدن بدانان بود و بس.
خرمشاهی
آنگاه شما ایشان را به ریشخند می‌گرفتید، تا آنجا که یاد مرا [از بس به آنها پرداختید] از خاطر شما بردند، و به آنان می‌خندیدید
مکارم شیرازی
امّا شما آنها را به باد مسخره گرفتید تا شما را از یاد من غافل کردند؛ و شما به آنان می‌خندیدید!
معزی
پس برگرفتیدشان مسخره تا فراموشتان کردند یاد مرا و بودید بدیشان خنده‌زنان‌
مجتبوی
پس شما مسخره‌شان كرديد تا يادكرد مرا از يادتان بردند، و شما به آنان مى‌خنديديد
صادقی تهرانی
«پس شما آنان را به ریشخند برگرفتید، تا (با این کار) یاد مرا از خاطرتان بردند، حال آنکه شما از (ایمان) ایشان پوزخند می‌زده‌اید.»
: