مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ سَامِرًا تَهْجُرُونَ
انصاریان
در حالی که به آن تکبّر می ورزیدید [و در بزم] شبانه [خود درباره آن] هذیان می گفتید [و سخنان نامعقول به زبان می آوردید.] ….
آیتی
بر آن نخوت مى‌فروختيد و شب هنگام در افسانه‌سرايى ناسزا مى‌گفتيد.
بهرام پور
و متكبّرانه در شب‌نشينى خود از آن بد مى‌گفتيد
فولادوند
در حالى كه از [پذيرفتن‌] آن تكبّر مى‌ورزيديد و شب هنگام [در محافل خود] بدگويى مى‌كرديد.
الهی قمشه‌ای
در حالتی که به هذیان و افسانه‌های شبانه خود (از شنیدن کلام خدا) تکبر و دوری می‌کردید.
خرمدل
از این عقب‌گرد و روی‌گردانی، به خود می بالیدید و (آیات ما را) در گفتگوهای شبانه‌ی خود به باد استهزاء می‌گرفتید و (از آنها) بدگوئی می‌کردید.
خرمشاهی
در برابر آن تکبر می‌ورزیدید و درباره آن شبها افسانه سرایی و پریشان‌گویی می‌کردید
مکارم شیرازی
در حالی که در برابر او [=پیامبر] استکبار می‌کردید، و شبها در جلسات خود به بدگویی می‌پرداختید؟!
معزی
کبرورزندگان بدان شب‌نشینی بیهده‌گویان‌
مجتبوی
[و] با گردنكشى و بزرگ‌منشى بر آن- قرآن- در گفت‌وگوهاى شب‌نشينى ياوه‌سرايى مى‌كرديد.
صادقی تهرانی
حال آنکه به (پذیرفتن) آن استکبار و برتری می‌جویید و شب‌هنگام (در محافل خود) هذیان می‌گویید.»
: