أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ
انصاریان
یا مگر پیامبرشان را [از لحاظ حسب، نسب، درستی، امانت، اخلاق و کرامت] نشناخته اند که منکر او هستند؟ ….
آیتی
يا آنكه پيامبرشان را نشناختهاند كه انكارش مىكنند؟
بهرام پور
يا پيامبر خود را در دست نشناختهاند كه انكارش مىكنند
فولادوند
يا پيامبر خود را [درست] نشناخته و [لذا] به انكار او پرداختهاند؟
الهی قمشهای
یا آنکه اینان رسول خود را نشناختهاند که او را انکار و تکذیب میکنند.
خرمدل
یا این که ایشان پیغمبر خود را نمیشناسند، و این است که (رسالت) او را قبول نمیکنند؟
خرمشاهی
یا آنکه پیامبرشان را نمیشناسند، و لذا با او بیگانهاند
مکارم شیرازی
یا اینکه پیامبرشان را نشناختند (و از سوابق او آگاه نیستند)، از این رو او را انکار میکنند؟!
معزی
یا نشناختند پیمبر خویش را پس ایشانند او را انکارکنان (ناشناسان)
مجتبوی
يا پيامبر خويش را نشناختهاند كه او را منكرند.
صادقی تهرانی
یا پیامبر خود را نشناختهاند؟ پس انکار (و انگار)کنندگان اویند؟