أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَٰهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا
انصاریان
آیا کسی که هوای [نفسش] را معبود خود گرفته دیدی؟ آیا تو می توانی کارساز ونگهبان او باشی [که او را به میل خود به راه راست هدایت کنی؟]
آیتی
آيا آن كس را كه هواى نفس را به خدايى گرفته بود ديدى؟ آيا تو ضامن او هستى؟
بهرام پور
آيا آن كس كه هواى نفس خود را معبود خويش گرفته است ديدى؟ آيا تو ضامن او هستى
فولادوند
آيا آن كس كه هواى [نفس] خود را معبود خويش گرفته است ديدى؟ آيا [مىتوانى] ضامن او باشى؟
الهی قمشهای
آیا دیدی حال آن کس را که (از غرور) هوای نفسش را خدای خود ساخته؟ آیا تو حافظ و نگهبان او (از هلاکت) توانی شد؟
خرمدل
به من بگو ببینم، آیا کسی که هوا و هوس خود را معبود خویش میکند (و آرزوپرستی را جایگزین خداپرستی میسازد، تا آنجا که سنگهای بیجانی را برمیگزیند و به دلخواه میپرستد) آیا تو وکیل او خواهی بود؟ (و میتوانی او را از هواپرستی به خداپرستی برگردانی، و از ضلالت به هدایت بکشانی؟!).
خرمشاهی
آیا آن کس را که هوای نفسش را خدای خود گرفته بود، ندیدهای، آیا تو نگهبان او هستی؟
مکارم شیرازی
آیا دیدی کسی را که هوای نفسش را معبود خود برگزیده است؟! آیا تو میتوانی او را هدایت کنی (یا به دفاع از او برخیزی)؟!
معزی
آیا دیدی آن را که بگرفت خدای خویش را هوس خویش پس آیا تو هستی بر او وکیل
مجتبوی
آيا كسى را كه خداى خويش را كام و خواهش خويش گرفت ديدى؟ پس آيا تو بر او نگهبان خواهى بود؟
صادقی تهرانی
آیا کسی را که معبودش را هوای نفسش بر گرفته است دیدی؟ آیا پس تو بر او کاردار (و نگهدار)ی؟