وَتَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقَالَ مَا لِيَ لَا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كَانَ مِنَ الْغَائِبِينَ
انصاریان
و [سلیمان] جویای پرندگان شد [و هدهد را در میان پرندگان بارگاهش نیافت] پس گفت: مرا چه شده که هدهد را نمی بینم [آیا هست و او را نمی بینم] یا از غایبان است؟
آیتی
در ميان مرغان جستجو كرد و گفت: چرا هدهد را نمىبينم، آيا از غايبشدگان است؟
بهرام پور
و جوياى حال پرندگان شد و گفت: چرا من هدهد را نمىبينم؟ آيا از غايبان است
فولادوند
و جوياى [حال] پرندگان شد و گفت: «مرا چه شده است كه هدهد را نمىبينم؟ يا شايد از غايبان است؟
الهی قمشهای
و سلیمان (از میان سپاه خود) جویای حال مرغان شد (هدهد را در مجمع مرغان نیافت، به رئیس مرغان) گفت: هدهد کجا شد که به حضور نمیبینمش؟ بلکه (بیاجازه من) غیبت کرده است؟
خرمدل
سلیمان از لشکر پرندگان سان دید و جویای حال آنها شد و گفت: چرا شانهبسر را نمیبینم؟ (آیا او در میان شما است و او را نمیبینم؟) یا این که از جملهی غائبان است؟
خرمشاهی
و سپس از [حال] مرغان بازجست و گفت مرا چه میشود که هدهد را نمیبینم، یا شاید از غائبان است؟
مکارم شیرازی
(سلیمان) در جستجوی آن پرنده [= هدهد] برآمد و گفت: «چرا هدهد را نمیبینم، یا اینکه او از غایبان است؟!
معزی
و جُست مرغان را پس گفت چه شودم نبینم هُدهُد را یا شده است از ناپیدایان
مجتبوی
و مرغان را جويا شده گفت: مرا چيست كه هدهد را نمىبينم يا مگر از غايبان است؟
صادقی تهرانی
و در جستجوی پرندگان برآمد. پس گفت: «مرا چه شده که هدهد را نمیبینم؟ یا (اینکه) از غایبان بوده است؟»