وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ
انصاریان
و هنگامی که [در اوقات پایانی دنیا] وعده عذاب ما بر آنان حتمی و لازم شود، جنبنده ای را از زمین برای آنان بیرون می آوریم که با آنان سخن می گوید [تا به آیات ما وآخرت واصول آن یقین کنند]؛ زیرا مردم پیش از این به آیات ما یقین نداشتند.
آیتی
چون فرمان قيامت مقرّر گردد، بر ايشان جنبندهاى از زمين بيرون مىآوريم كه با آنان سخن بگويد كه اين مردم به آيات ما يقين نمىآوردند.
بهرام پور
و چون وعدهى عذاب بر ايشان واقع شود، جنبندهاى را از زمين براى ايشان بيرون مىآوريم كه با آنها تكلم مىكند [و مىگويد]: مردم [چنان كه بايد] به آيات ما يقين نمىكنند
فولادوند
و چون قول [عذاب] بر ايشان واجب گردد، جنبندهاى را از زمين براى آنان بيرون مىآوريم كه با ايشان سخن گويد كه: مردم [چنانكه بايد] به نشانههاى ما يقين نداشتند.
الهی قمشهای
و هنگامی که وعده عذاب کافران به وقوع پیوندد (و یا زمان انتقام به ظهور قائم فرا رسد) جنبندهای از زمین بیرون آریم که با آنان تکلم کند، که مردم به آیات ما (بعد از این) از روی یقین نمیگروند.
خرمدل
هنگامی که فرمان وقوع قیامت فرا میرسد (و مردمان در آستانهی رستاخیز قرار میگیرند، از جملهی نشانههای آن، یکی این است که) ما جانوری را از زمین برای مردمان بیرون میآوریم که با ایشان سخن میگوید (و برخی از سخنانش این است که کافران که) به آیات خدا ایمان نمیآوردند (اینک با چشم خود ببینند که قیامت دارد شروع میشود و عذاب الهی گریبانگیرشان میگردد و دیگر پشیمانی سودی ندارد).
خرمشاهی
و چون حکم [عذاب] ما بر آنان تعلق گرفت بر ایشان دابةالارض را از زمین برآوریم که با آنان سخن بگوید که مردم به آیات ما ایقان نداشتهاند
مکارم شیرازی
و هنگامی که فرمان عذاب آنها رسد (و در آستانه رستاخیز قرار گیرند)، جنبندهای را از زمین برای آنها خارج میکنیم که با آنان تکلّم میکند (و میگوید) که مردم به آیات ما ایمان نمیآوردند.
معزی
و گاهی که فرود آید بر ایشان سخن برون آریم برای ایشان جنبندهای را از زمین سخن گوید با ایشان که بودند مردم به آیتهای ما یقین نمیآوردند
مجتبوی
و چون [هنگام آن رسد كه] آن گفتار- وعده ما به عذاب- بر آنان واقع شود، براى آنان از زمين جنبندهاى بيرون آريم كه با آنان اين سخن گويد زيرا كه مردم به نشانههاى ما يقين- باور بىگمان- نمىداشتند.
صادقی تهرانی
و چون سخن (عذاب) بر ایشان فرود آید، جنبندهای را از زمین برایشان بیرون میآوریم، در حالیکه با ایشان (اینگونه) سخن میگوید؛ مردمان بیگمان به نشانههای ما یقین نمیآوردهاند.