تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَتُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ ۖ وَتُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَتُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ ۖ وَتَرْزُقُ مَنْ تَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ
انصاریان
شب را در روز در می آوری و روز را در شب در می آوری، و زنده را از مرده بیرون می آوری و مرده را از زنده بیرون می آوری؛ و هر که را بخواهی بی حساب روزی می دهی.
آیتی
از شب مى‌كاهى و به روز مى‌افزايى و از روز مى‌كاهى و به شب مى‌افزايى. زنده را از مرده بيرون مى‌آورى و مرده را از زنده. و به هر كه بخواهى بى‌حساب روزى مى‌دهى.
بهرام پور
شب را در روز و روز را در شب داخل مى‌كنى، و زنده را از مرده و مرده را از زنده، بيرون مى‌آورى، و هر كه را خواهى بى‌حساب روزى مى‌دهى
فولادوند
شب را به روز در مى‌آورى، و روز را به شب در مى‌آورى؛ و زنده را از مرده بيرون مى آورى، و مرده را از زنده خارج مى‌سازى؛ و هر كه را خواهى، بى‌حساب روزى مى‌دهى.
الهی قمشه‌ای
شب را در پرده روز نهان سازی، و روز را در حجاب شب ناپدید گردانی، زنده را از مرده و مرده را از زنده برانگیزی، و به هر که خواهی روزی بی‌حساب عطا کنی.
خرمدل
(بخشی از) شب را جزو روز می‌گردانی (و بدین سبب شبها کوتاه و روزها دراز می‌گردند) و (بخشی از) روز را جزو شب می‌گردانی (و لذا روزها کوتاه و شبها دراز می‌شوند) و زنده را از مرده پدید می‌آوری و مرده را از زنده، و به هر کس که بخواهی بدون حساب روزی می‌بخشی.
خرمشاهی
از شب بکاهی و بر روز بیفزایی و از روز بکاهی و بر شب بیفزایی، و زنده را از مرده برآوری و مرده را از زنده، و هرکس را که خواهی بی‌حساب روزی دهی‌
مکارم شیرازی
شب را در روز داخل می‌کنی، و روز را در شب؛ و زنده را از مرده بیرون می‌آوری، و مرده را زنده؛ و به هر کس بخواهی، بدون حساب، روزی می‌بخشی.»
معزی
فرو بری شب را در روز و فرو بری روز را در شب و برون آری زنده را از مرده و بیرون آوری مرده را از زنده و روزی دهی هر که را خواهی بی‌شمار
مجتبوی
شب را در روز درمى‌آورى و روز را در شب درمى‌آورى، زنده را از مرده بيرون مى‌آورى و مرده را از زنده بيرون مى‌آورى، و به هر كه خواهى بى‌شمار روزى مى‌دهى.
صادقی تهرانی
«شب را در روز فرو می‌بری و روز را در شب فرو می‌بری، و زنده را از مرده بیرون می‌آوری، و مرده را از زنده بیرون می‌آوری، و هر که را خواهی بی‌حساب روزی می‌دهی.»
: