إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
انصاریان
شأن او این است که چون پدید آمدن چیزی را اراده کند، فقط به آن می گوید: باش، پس بی درنگ موجود می شود.
آیتی
چون بخواهد چيزى را بيافريند، فرمانش اين است كه مىگويد: موجود شو، پس موجود مىشود.
بهرام پور
فرمان او هرگاه چيزى را اراده كند، تنها اين است كه به آن بگويد: باش، پس مىشود
فولادوند
چون به چيزى اراده فرمايد، كارش اين بس كه مىگويد: «باش»؛ پس [بىدرنگ] موجود مىشود.
الهی قمشهای
فرمان نافذ او چون اراده خلقت چیزی کند به محض اینکه گوید: «موجود باش» بلا فاصله موجود خواهد شد.
خرمدل
هر گاه خدا چیزی را بخواهد که بشود، کار او تنها این است که خطاب بدان بگوید: بشو! و آن هم میشود.
خرمشاهی
امر او چون [آفرینش] چیزی را اراده کند، تنها همین است که به آن میگوید موجود شو، [و بیدرنگ] موجود میشود
مکارم شیرازی
فرمان او چنین است که هرگاه چیزی را اراده کند، تنها به آن میگوید: «موجود باش!»، آن نیز بیدرنگ موجود میشود!
معزی
جز این نیست کار او گاهی که چیزی خواهد که بدو گوید بشو پس بشود
مجتبوی
جز اين نيست كه كار و فرمان او، چون چيزى را بخواهد، اين است كه گويدش: باش، پس مىباشد.
صادقی تهرانی
هنگامی که چیزی را اراده فرماید، کارش این بس که میگوید: «شو»، پس (بیدرنگ) میشود.