إِنْ يُوحَىٰ إِلَيَّ إِلَّا أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ
انصاریان
به من وحی نمی شود جز برای اینکه بیم دهنده ای آشکارم.
آیتی
تنها از آن روى به من وحى مى‌شود كه بيم‌دهنده‌اى روشنگر هستم.
بهرام پور
تنها از آن جهت به من وحى مى‌شود كه من فقط بيم دهنده‌اى آشكارم
فولادوند
به من هيچ [چيز] وحى نمى‌شود، جز اينكه من هشداردهنده‌اى آشكارم.
الهی قمشه‌ای
و به من وحی نمی‌رسد جز اینکه من با بیان روشن و آشکار (خلق را از عذاب خدا) بترسانم.
خرمدل
به من هم وحی نمی‌شود مگر بدان خاطر که (پیغمبر خدایم و) بیم دهنده‌ی (مردمان از عذاب یزدان و) بیانگر (اوامر و نواهی الهی) می‌باشم.
خرمشاهی
به من وحی نمی‌شود جز در این باب که من هشداردهنده‌ای آشکارم‌
مکارم شیرازی
تنها چیزی که به من وحی می‌شود این است که من انذارکننده آشکاری هستم!»
معزی
وحی نمی‌شود به من جز آنکه منم ترساننده آشکار
مجتبوی
به من وحى نمى‌شود مگر از آن رو كه من آشكارا بيم‌كننده‌ام.
صادقی تهرانی
«به من هیچ (چیز) وحی نمی‌شود، جز اینکه تنها من به‌راستی هشداردهنده‌ای روشنگرم.»
: