أَمْ لَهُمْ شُرَكَاءُ شَرَعُوا لَهُمْ مِنَ الدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَنْ بِهِ اللَّهُ ۚ وَلَوْلَا كَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ ۗ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
انصاریان
آیا مشرکان و کافران معبودانی دارند که بی اذن خدا آیینی را برای آنان پایه گذاری کرده اند؟ [در صورتی که پایه گذاری آیین، حق ویژه خداست و کسی را نرسد که از نزد خود آیینی بسازد] اگر فرمان قاطعانه خدا بر مهلت یافتنشان نبود، مسلماً میانشان [به نابودی و هلاکت] حکم می شد؛ و بی تردید برای ستمکاران عذابی دردناک خواهد بود.
آیتی
آيا مشركان را بتانى است كه آيينى برايشان آوردهاند كه خدا رخصت آن را نداده است؟ و اگر قصد تاخير عذابشان نبود، كارشان به پايان آمده بود و ستمكاران را عذابى است دردآور.
بهرام پور
آيا براى آنها معبودهايى است كه برايشان از دين چيزى را كه خدا بدان رخصت نداده تشريع كردهاند؟ و اگر نبود آن سخن قطعى [مهلت] مسلما ميان آنها [به هلاكت] حكم مىشد و البته براى ظالمان عذابى دردناك است
فولادوند
آيا براى آنان شريكانى است كه در آنچه خدا بدان اجازه نداده، برايشان بنياد آيينى نهادهاند؟ و اگر فرمان قاطع [در باره تأخير عذاب در كار] نبود مسلماً ميانشان داورى مىشد؛ و براى ستمكاران شكنجهاى پر درد است.
الهی قمشهای
آیا خدایان باطل مشرکان بر آنها شرع و احکامی که خدا اجازه نفرموده جعل کردهاند؟ و اگر کلمه فصل (یعنی حکم تأخیر عذاب) نبود میان آنها (به هلاکت) حکم میشد، و ستمکاران را البته (روزی) عذاب دردناک خواهد بود.
خرمدل
شاید آنان انبازها و معبودهائی دارند که برای ایشان دینی را پدید آوردهاند که خدا بدان اجازه نداده است (و از آن بیخبر است؟) اگر این سخنِ قاطعانه و داورانه (ی خدا، مبنی بر مهلت کافران و تأخیر قیامت تا وقت معیّن آن) نبود، میانشان (با اهلاک کافران و ابقاء مؤمنان) داوری میگردید (و دستور عذاب دنیوی یا اخروی صادر میگشت و مجالی به کافران نمیداد. در عین حال آنان نباید این حقیقت را فراموش کنند که) قطعاً ستمگران عذاب دردناکی دارند.
خرمشاهی
یا مگر برای آنان شریکان [/معبودان ناحق] ی است که برای آنان احکامی دینی مقرر داشته است که خداوند آن را اجازه نداده است؟ و اگر حکم فیصلهبخش [پیشین] نبود، در میان آنان داوری میشد، و برای ستمکاران [مشرک] عذابی دردناک [در پیش] است
مکارم شیرازی
آیا معبودانی دارند که بیاذن خداوند آیینی برای آنها ساختهاند؟! اگر مهلت معیّنی برای آنها نبود، در میانشان داوری میشد (و دستور عذاب صادر میگشت) و برای ظالمان عذاب دردناکی است!
معزی
یا ایشان را است شریکانی در دین بستند برای ایشان از آئین آنچه فرمان نداد بدان خدا و اگر نبود سرنوشت جداکننده هر آینه داوری میشد میان ایشان و همانا ستمگران را است عذابی دردناک
مجتبوی
يا مگر آنان- مشركان- را انبازانى است- بتان يا شياطين كه شريك خدا مىپنداشتند- كه از دين آنچه را كه خداى بدان رخصت نداده است برايشان بنهاده اند؟ و اگر نبود آن سخن پايانى- فيصلهدهنده- [در تأخير كيفرشان]، هر آينه ميانشان حكم كرده مىشد- عذابشان مىآمد-، و همانا ستمكاران را عذابى است دردناك.
صادقی تهرانی
یا برای آنان شریکانی است که در آنچه خدا بدان اجازه نداده، برایشان راهی از (آن) دین گشودند؟ و اگر کلمهی (ربّانی.) جداسازی (دربارهی جدایی رستاخیز از دنیا) نبود، بیگمان (در همین دنیا) میانشان (عملاً) داوری میشد. و برای ستمکاران شکنجهای پر درد است.