فَقَرَّبَهُ إِلَيْهِمْ قَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ
انصاریان
پس آن را نزدیکشان برد [ولی دید نمی خورند]؛ گفت: مگر نمی خورید؟
آیتی
طعام را به نزدشان گذاشت و گفت: چرا نمى‌خوريد؟
بهرام پور
پس آن را به نزدشان برد [ولى با تعجب ديد دست به غذا نمى‌برند.] گفت: آيا غذا نمى‌خوريد
فولادوند
آن را به نزديكشان برد [و] گفت: «مگر نمى‌خوريد؟»
الهی قمشه‌ای
غذا را نزد آنها گذارد (آنها توجهی به غذا نکردند) ابراهیم گفت: شما غذا تناول نمی‌کنید؟
خرمدل
و آن را نزدیک ایشان گذارد. (ولی با تعجّب دید دست به سوی غذا نمی‌برند و از آن چیزی نمی‌خورند!) گفت: آیا نمی‌خورید؟!
خرمشاهی
پس آن را نزدیک ایشان نهادند گفت چرا نمی‌خورید؟
مکارم شیرازی
و نزدیک آنها گذارد، (ولی با تعجّب دید دست بسوی غذا نمی‌برند) گفت: «آیا شما غذا نمی‌خورید؟!»
معزی
پس نزدیکش ساخت بدانان و گفت چرا نخورید
مجتبوی
پس آن را نزد آنان گذاشت و گفت: آيا نمى‌خوريد؟- و نخوردند-.
صادقی تهرانی
پس آن را نزدیکشان برد. گفت: «مگر نمی‌خورید؟»
: