وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَكُوا ۗ وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا ۖ وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ
انصاریان
اگر خدا می خواست آنان [به طور اجبار] شرک نمی آوردند، [ولی خواست خدا آزادی انسان در انتخاب است] و ما تو را بر آنان نگهبان و کارساز قرار ندادیم [تا آنان را به اجبار به پذیرش دین وادار کنی.]
آیتی
اگر خدا مى‌خواست، آنان شرك نمى‌آوردند، و ما تو را نگهبانشان نساخته‌ايم و تو كارسازشان نيستى.
بهرام پور
و اگر خدا مى‌خواست شرك نمى‌آوردند، و ما تو را نگهبان آنها نكرده‌ايم و تو عهده‌دار امور آنها نيستى
فولادوند
و اگر خدا مى‌خواست آنان شرك نمى‌آوردند، و ما تو را بر ايشان نگهبان نكرده‌ايم، و تو وكيل آنان نيستى.
الهی قمشه‌ای
و اگر خدا می‌خواست آنها شرک نمی‌آوردند، و ما تو را نگهبان ایشان نکردیم و تو وکیل آنها نیستی.
خرمدل
اگر خدا می‌خواست (که او را به یگانگی بپرستند، ایشان را با قدرت و قوّت خویش وادار به این کار می‌کرد و از خود اختیاری نمی‌داشتند، و هرگز) شرک نمی‌ورزیدند (ولیکن آنان را به خود واگذاشته است تا به اختیار نه به اجبار راه یزدان یا راه شیطان را در پیش گیرند) و ما تو را مراقب (اعمال و مسؤول افعال) ایشان نکرده‌ایم و ما تو را مکلّف نساخته‌ایم که احوال آنان را اصلاح و امور ایشان را روبراه سازی.
خرمشاهی
و اگر خداوند می‌خواست، شرک نمی‌ورزیدند، ولی تو را نگهبان آنان نگماشته‌ایم و تو کارساز آنان نیستی‌
مکارم شیرازی
اگر خدا می‌خواست، (همه به اجبار ایمان می‌آوردند،) و هیچ یک مشرک نمی‌شدند؛ و ما تو را مسؤول (اعمال) آنها قرار نداده‌ایم؛ و وظیفه نداری آنها را (به ایمان) مجبور سازی!
معزی
و اگر می‌خواست خدا شرک نمی‌ورزیدند و نگردانیدیمت بر آنان نگهبان و نیستی تو بر ایشان وکیل‌
مجتبوی
و اگر خدا مى‌خواست شرك نمى‌آوردند و تو را بر آنان نگاهبان قرار نداديم و تو كارساز آنها نيستى.
صادقی تهرانی
و اگر خدا می‌خواست، آنان شرک نمی‌آوردند و ما تو را بر ایشان نگهبانی ننهادیم و تو وکیل (ما) بر آنان نیستی.
: