وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَىٰ وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلًا مَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ
انصاریان
و مسلماً اگر ما فرشتگان را به سوی آنان نازل می کردیم، و مردگان با آنان سخن می گفتند، و همه چیز را گروه گروه در برابرشان گرد می آوردیم، باز هم [از روی اراده و اختیار] ایمان نمی آوردند؛ مگر آنکه خدا [ایمان آوردنشان را به طور اجبار] بخواهد، ولی بیشترشان نادانی و جهالت می ورزند.
آیتی
و اگر ما فرشتگان را بر آنها نازل كرده بوديم و مردگان با ايشان سخن مىگفتند و هر چيزى را دستهدسته نزد آنان گرد مىآورديم، باز هم ايمان نمىآوردند، مگر اينكه خدا بخواهد. و ليك بيشترشان جاهلند.
بهرام پور
و اگر ما [همه] فرشتگان را به سوى آنها مىفرستاديم، و مردگان با آنان به سخن مىآمدند، و همه چيز را فوج فوج در برابرشان گرد مىآورديم، باز هم ايمان نمىآوردند، مگر اين كه خدا بخواهد، و ليكن بيشترشان نمىدانند
فولادوند
و اگر ما فرشتگان را به سوى آنان مىفرستاديم و اگر مردگان با آنان به سخن مىآمدند، و هر چيزى را دسته دسته در برابر آنان گرد مىآورديم، باز هم ايمان نمىآوردند -جز اينكه خدا بخواهد- ولى بيشترشان نادانى مىكنند.
الهی قمشهای
و اگر فرشتگان را بر آنها میفرستادیم و مردگان با آنان سخن میگفتند و هر چیزی را رویارویشان فراهم میآوردیم باز ایمان نمیآوردند مگر به مشیّت خدا، لیکن اکثرشان (مشیّت نافذ حق را) نمیدانند.
خرمدل
اگر ما (دربارهی درخواست مشرکان کوتاهی نمیکردیم و مثلاً) فرشتگانی را به پیش ایشان میفرستادیم (و با چشم سر آنان را میدیدند) و مردگانی (را زنده میکردیم و در برابر دیدگانشان سر از گورها بدر میآوردند و دربارهی صدق محمّد) با ایشان سخن میگفتند، و همهچیز را آشکارا در برابر آنان گرد میآوردیم (تا جملگی حق را رویاروی برای ایشان بیان و بر آن گواهی دهند) آنان ایمان نمیآوردند مگر این که خدا میخواست (و خدا هم سنّت خود را برای کسانی تغییر نمیدهد که زنگ جاهلیّت بر دل آنان نشسته است و بینش ایشان را تباه کرده است) ولیکن بیشتر آنان (از این واقعیّت که سنّت خدا درباره انسانها تغییر ناپذیر است بیخبرند و حقیقت امر را) نمیدانند.
خرمشاهی
و اگر فرشتگان را بر آنان نازل میکردیم و اگر مردگان با آنان سخن میگفتند و همه چیز [از گذشتهها] را نزد آنان رویاروی باز میآوردیم، ایمان نمیآوردند مگر آنکه خدا بخواهد، ولی بیشترشان [حقیقت را] نمیدانند
مکارم شیرازی
(و حتّی) اگر فرشتگان را بر آنها نازل میکردیم، و مردگان با آنان سخن میگفتند، و همه چیز را در برابر آنها جمع مینمودیم، هرگز ایمان نمیآوردند؛ مگر آنکه خدا بخواهد! ولی بیشتر آنها نمیدانند!
معزی
و اگر فرستیم بسوی ایشان فرشتگان را و سخن گویند با ایشان مردگان و گرد آریم بر ایشان همه چیز را روبروی نیستند که ایمان آرند جز آنکه بخواهد خدا و لیکن بیشتر ایشان نمیدانند
مجتبوی
و اگر ما فرشتگان را به سوى ايشان مىفرستاديم و مردگان با آنان به سخن مى آمدند و هر چيزى را رويارويشان فراهم مىآورديم باز هم ايمان نمى آوردند مگر آنكه خداى خواهد، و ليكن بيشترشان نادانى مىكنند.
صادقی تهرانی
و اگر بیگمان فرشتگان را پیاپی سویشان فرو فرستیم و مردگان با آنان سخن گویند و همه چیز را (به عنوان گواه بدون برگشت) دسته دسته در برابر آنان گرد آوریم، باز هم چنان نبودهاند که ایمان آورند- جز آنکه خدا بخواهد- ولی بیشترشان نادانی میکنند.