قُلْ لَا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلَا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ ۖ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰ إِلَيَّ ۚ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَىٰ وَالْبَصِيرُ ۚ أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ
انصاریان
بگو: من به شما نمی گویم که خزینه ها و گنجینه های خدا نزد من است، و نیز غیب هم نمی دانم، و نمی گویم که فرشته ام؛ فقط از آنچه به من وحی شده پیروی می کنم. بگو: آیا [اعراض کننده از وحی که] نابینا [ست] و [پیروِ وحی که] بینا [ست] یکسانند؟! پس چرا نمی اندیشید؟!
آیتی
بگو: به شما نمىگويم كه خزاين خدا نزد من است. و علم غيب هم نمىدانم. و نمىگويم كه فرشتهاى هستم. تنها از چيزى پيروى مىكنم كه بر من وحى شده است. بگو: آيا نابينا و بينا يكسانند؟ چرا نمىانديشيد؟
بهرام پور
بگو: به شما نمىگويم كه خزاين خدا نزد من است، و نه غيب مىدانم و نه به شما مىگويم كه فرشتهام. جز از آنچه به من وحى مىشود پيروى نمىكنم. بگو: آيا كور و بينا يكسانند؟ پس آيا نمىانديشيد
فولادوند
بگو: «به شما نمىگويم گنجينههاى خدا نزد من است؛ و غيب نيز نمىدانم؛ و به شما نمىگويم كه من فرشتهام. جز آنچه را كه به سوى من وحى مىشود پيروى نمىكنم.» بگو: «آيا نابينا و بينا يكسان است؟ آيا تفكّر نمىكنيد.»
الهی قمشهای
-بگو: من شما را نمیگویم که گنجهای خدا نزد من است و نه آنکه از غیب (الهی) آگاهم و نمیگویم که من فرشتهام، من پیروی نمیکنم جز آنچه را که به من وحی میرسد. بگو: آیا کور و بینا برابرند؟ آیا فکر و اندیشه نمیکنید؟
خرمدل
(ای پیغمبر! بدین کافران) بگو: من نمیگویم گنجینههای (ارزاق و اسرار جهان) یزدان در تصرّف من است (چرا که الوهیّت و مالکیّت جهان تنها و تنها از آن خدای سبحان است و بس) و من نمیگویم که من غیب میدانم (چرا که کسی از غیب جهان باخبر است که در همهی مکانها و زمانها حاضر و ناظر باشد که خدا است) و من به شما نمیگویم که من فرشتهام. (بلکه من انسانی همچون شمایم. این است عوارض بشری از قبیل: خوردن و خفتن و در کوچه و بازار راه رفتن، در من دیده میشود، جز این که به من وحی میشود و) من جز از آنچه به من وحی میشود پیروی نمیکنم (و سخن کسی جز سخن خدا را نمیشنوم و تنها به فرمان او راه میروم). بگو: آیا نابینا و بینا (و کافر سرگشته و مؤمن راه یافته، در شناخت این حقائق) یکسانند؟ (و هر دو مساوی در پیشگاه یزدانند؟) مگر نمیاندیشید (تا در پرتو عقل، حق برایتان نمودار و آشکار شود؟).
خرمشاهی
بگو من به شما نمیگویم که خزاین الهی نزد من است، و غیب نیز نمیدانم، و به شما نمیگویم که من فرشتهای هستم، من از هیچ چیز پیروی نمیکنم جز از آنچه به من وحی میشود، بگو آیا نابینا و بینا برابرند، آیا نمیاندیشید؟
مکارم شیرازی
بگو: «من نمیگویم خزاین خدا نزد من است؛ و من، (جز آنچه خدا به من بیاموزد،) از غیب آگاه نیستم! و به شما نمیگویم من فرشتهام؛ تنها از آنچه به من وحی میشود پیروی میکنم.» بگو: «آیا نابینا و بینا مساویند؟! پس چرا نمیاندیشید؟!»
معزی
بگو نمیگویم برای شما که نزد من است گنجهای خدا و نه ناپیدا را دانم و نمیگویم برای شما منم فرشته پیروی نمیکنم جز آنچه را به من وحی شود بگو آیا یکسان است کور و بینا آیا نمیاندیشید
مجتبوی
بگو: من شما را نمىگويم كه گنجينههاى خدا نزد من است و نه غيب مىدانم و شما را نمىگويم كه من فرشتهام من پيروى نمىكنم مگر آنچه را كه به من وحى مىشود. بگو: آيا نابينا و بينا يكسانند؟ آيا نمىانديشيد؟
صادقی تهرانی
بگو: «به شما نمیگویم گنجینههای خدا نزد من است و غیب (هم) نمیدانم و به شما نمیگویم من بهراستی فرشتهام. (من) جز آنچه را که به سویم وحی میشود پیروی نمیکنم.» بگو: «آیا نابینا و بینا یکسانند؟ پس آیا تفکّر نمیکنید؟»