وَلَا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ ۖ مَا عَلَيْكَ مِنْ حِسَابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَمَا مِنْ حِسَابِكَ عَلَيْهِمْ مِنْ شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ
انصاریان
و آنان که بامدادان و شامگاهان پروردگارشان را می خوانند [و با این خواندن] خشنودی او را می خواهند، از خود مران. نه چیزی از حساب [عمل] آنان بر عهده توست، و نه چیزی از حساب [کار] تو بر عهده آنان است تا آنان را برانی و [به سبب راندنشان] از ستمکاران باشی.
آیتی
كسانى را كه هر بامداد و شبانگاه پروردگار خويش را مىخوانند و خواستار خشنودى او هستند، طرد مكن. نه چيزى از حساب آنها بر عهده تو است و نه چيزى از حساب تو بر عهده ايشان. اگر آنها را طرد كنى، در زمره ستمكاران درآيى.
بهرام پور
و كسانى را كه بامداد و شامگاه پروردگار خود را مىخوانند و رضاى او را مىجويند طرد مكن، نه از حساب آنها چيزى بر توست و نه چيزى از حساب تو بر آنهاست كه طردشان كنى و از ستمكاران شوى
فولادوند
و كسانى را كه پروردگار خود را بامدادان و شامگاهان مىخوانند -در حالى كه خشنودى او را مىخواهند- مران. از حساب آنان چيزى بر عهده تو نيست، و از حساب تو [نيز] چيزى بر عهده آنان نيست، تا ايشان را برانى و از ستمكاران باشى.
الهی قمشهای
و آنان را که صبح و شام خدا را میخوانند و قصدشان فقط خداست از خود مران، که نه چیزی از حساب آنها بر تو و نه چیزی از حساب تو بر آنهاست، پس اگر آن خداپرستان را از خود برانی از ستمکاران خواهی بود.
خرمدل
کسانی را (از پیش خود) مران که سحرگاهان و شامگاهان خدای را به فریاد میخوانند (و همهوقت به عبادت و پرستش خدا مشغولند و) منظورشان (تنها رضایت) او است. نه حساب ایشان بر تو است و نه حساب تو بر آنان است (و هرکس در گرو عمل خویش است، چه شاه چه درویش است). اگر (به حرف مشرکان درباره این گونه مؤمنان گوش دهی و از خود) آنان را برانی، از زمرهی ستمگران خواهی بود.
خرمشاهی
و کسانی را که پروردگارشان را بامدادان و شامگاهان [به نیایش] میخوانند و خشنودی او را میجویند[از خود] مران، چیزی از حساب آنان بر تو و چیزی از حساب تو بر آنان نیست که برانیشان و از ستمکاران شوی
مکارم شیرازی
و کسانی را که صبح و شام خدا را میخوانند، و جز ذات پاک او نظری ندارند، از خود دور مکن! نه چیزی از حساب آنها بر توست، و نه چیزی از حساب تو بر آنها! اگر آنها را طرد کنی، از ستمگران خواهی بود!
معزی
و از خود نران آنان را که میخوانند پروردگار خود را بامدادان و شامگاه خواهان روی اویند نیست بر تو از حساب ایشان چیزی و نه از حساب تو است بر ایشان چیزی که برانی آنان را پس بشوی از ستمگران
مجتبوی
و كسانى را كه پروردگار خويش را در بامداد و شبانگاه مىخوانند و او را مىخواهند از خود مران. چيزى از حساب ايشان بر تو نيست و چيزى از حساب تو بر آنان نيست تا از خود برانيشان پس در شمار ستمكاران شوى.
صادقی تهرانی
و کسانی را که پروردگار خود را بامدادان و شامگاهان میخوانند - در حالیکه چهرهی (خشنودی و شناخت) او را میخواهند - (از خود) مران. از حساب آنان چیزی بر عهدهی تو نیست و از حساب تو (نیز) چیزی بر عهدهی آنان نیست تا ایشان را برانی؛ پس از ستمکاران باشی.