قُلْ مَنْ يُنَجِّيكُمْ مِنْ ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعًا وَخُفْيَةً لَئِنْ أَنْجَانَا مِنْ هَٰذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ
انصاریان
بگو: چه کسی شما را از تاریکی هایِ خشکی و دریا نجات می دهد؟ در حالی که او را [برای نجات خود] از روی فروتنی و زاری و مخفیانه به کمک می طلبید؛ [و می گویید] که اگر ما را از این [تنگناها و مهلکه ها] نجات دهد، بی تردید از سپاس گزاران خواهیم بود.
آیتی
بگو: چه كسى شما را از وحشتهاى خشكى و دريا مىرهاند؟ او را به زارى و در نهان مىخوانيد كه اگر از اين مهلكه ما را برهاند، ما نيز از سپاسگزاران خواهيم بود.
بهرام پور
بگو: چه كسى شما را از ظلمات خشكى و دريا مىرهاند، در حالى كه او را [علنى] و نهانى به زارى مىخوانيد كه اگر ما را از اين [مهلكه] نجات داد، بىگمان از شاكران خواهيم شد
فولادوند
بگو: «چه كسى شما را از تاريكيهاى خشكى و دريا مىرهاند؟ در حالى كه او را به زارى و در نهان مىخوانيد: كه اگر ما را از اين [مهلكه] برهاند، البته از سپاسگزاران خواهيم بود.»
الهی قمشهای
بگو: آن کیست که شما را از تاریکیهای بیابان و دریا نجات میدهد گاهی که او را به تضرع و زاری و از باطن قلب میخوانید که اگر ما را از این مهلکه نجات داد پیوسته شکرگزار او خواهیم بود؟
خرمدل
بگو: چه کسی شما را از اهوال و شدائد خشکی و دریا رهائی میبخشد، در آن حال که (دشواریها و گرفتاریهای بزرگ به شما رو میکند و) او را فروتنانه عَلَنی و نهانی به فریاد میخوانید (و میگوئید:) اگر خدا ما را از این اهوال برهاند، سوگند میخوریم که از سپاسگزاران (نعمت و فضیلت او) باشیم؟
خرمشاهی
بگو چه کسی شما را از تاریکیها [و شداید] خشکی و دریا میرهاند، [زمانی] که او را به زاری و پنهانی میخوانید [و میگویید] اگر ما را از این [مهلکه] نجات داد، بیگمان از سپاسگزاران خواهیم شد
مکارم شیرازی
بگو: «چه کسی شما را از تاریکیهای خشکی و دریا رهایی میبخشد؟ در حالی که او را با حالت تضرع (و آشکارا) و در پنهانی میخوانید؛ (و میگویید:) اگر از این (خطرات و ظلمتها) ما را رهایی میبخشد، از شکرگزاران خواهیم بود.»
معزی
بگو که شما را رهائی دهد از تاریکیهای دشت و دریا خوانیدش به زاری و نهان که اگر رها ساختی ما را از این باشیم البته از سپاسگزاران
مجتبوی
بگو: چه كسى شما را از تاريكيهاى خشكى و دريا [به هنگام درماندگى] مىرهاند؟ او را به زارى آشكارا و پنهانى مىخوانيد كه اگر ما را از اين [تاريكيها و رنجها] برهاند هر آينه از سپاسگزاران باشيم.
صادقی تهرانی
بگو: «چه کسی شما را از تاریکیهای خشکی و دریا میرهاند؟ در حالیکه او را به زاری و در نهان میخوانید: “اگر بهراستی ما را از این (مهلکه) برهاند، بیچون (و) بیگمان از سپاسگزاران خواهیم بود.”»