ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِئًا وَهُوَ حَسِيرٌ
انصاریان
سپس بار دیگر بنگر تا دیده ات در حالی که خسته و کم سو شده [و از یافتن خلل، نابسامانی و ناهمگونی فرو مانده] و درمانده گشته است، به سویت باز گردد.
آیتی
بار ديگر نيز چشم باز كن و بنگر. نگاه تو خسته و درمانده به نزد تو باز خواهد گشت.
بهرام پور
باز دوباره چشم بگردان [و بنگر، ولى‌] چشم، ناكام و خسته [از يافتن عيب‌] به سوى تو باز مى‌گردد
فولادوند
باز دوباره بنگر تا نگاهت زبون و درمانده به سويت بازگردد.
الهی قمشه‌ای
باز دوباره به چشم بصیرت دقت کن تا دیده خرد زبون و خسته (نقصی نیافته) به سوی تو باز گردد.
خرمدل
باز هم (دیده‌ی خود را بگشای و به عالم هستی بنگر و) بارها و بارها بنگر و ورانداز کن. دیده سرانجام فروهشته و حیران، و درمانده و ناتوان، به سویت باز می‌گردد.
خرمشاهی
سپس دوباره چشم بگردان، چشمت خسته و مانده باز می‌گردد
مکارم شیرازی
بار دیگر (به عالم هستی) نگاه کن، سرانجام چشمانت (در جستجوی خلل و نقصان ناکام مانده) به سوی تو باز می‌گردد در حالی که خسته و ناتوان است!
معزی
پس برگردان دیده را دوبار بازگردد بسویت چشم سرافکنده حالی که آن است کند (یا خوار)
مجتبوی
سپس بار ديگر نيز ديده بگردان و بنگر تا ديده‌ات خوار و فرومانده به سويت بازگردد- بى‌آنكه عيب و نقصى در آسمانها بيابد-.
صادقی تهرانی
سپس بار دیگر بنگر، تا دیده‌ات زبون و به حال درماندگی سویت بازگردد.
: