وَأَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ نُعْجِزَ اللَّهَ فِي الْأَرْضِ وَلَنْ نُعْجِزَهُ هَرَبًا
انصاریان
و اینکه ما یقین داریم که هرگز نمی توانیم خدا را در زمین عاجز و درمانده کنیم و هرگز نمی توانیم [با گریختن و فرار] از دسترس قدرت او بیرون رویم،
آیتی
ما مىدانيم كه خدا را در زمين ناتوان نمىكنيم و با گريختن نيز ناتوانش نسازيم.
بهرام پور
و ما اعتقاد داريم كه هرگز نمىتوانيم خدا را در زمين عاجز كنيم و هرگز نمىتوانيم با گريختن، او را عاجز كنيم
فولادوند
و ما مىدانيم كه هرگز نمىتوانيم در زمين خداى را به ستوه آوريم، و هرگز او را با گريز [خود] درمانده نتوانيم كرد
الهی قمشهای
و ما چنین دانستهایم که هرگز در زمین بر قدرت خدا غلبه و از محیط اقتدارش فرار نتوانیم کرد.
خرمدل
ما یقین داریم که هرگز نمیتوانیم بر ارادهی خداوند در زمین غالب شویم، و نمیتوانیم از پنجهی قدرت او فرار کنیم. (بنابراین، وقتی که نه راه غلبه وجود دارد، و نه راه گریز، چارهای جز تسلیم فرمان دادگرانهی او نیست).
خرمشاهی
و ما یقین داشتیم که هرگز در زمین از خداوند گزیر و گریزی نداریم
مکارم شیرازی
و اینکه ما یقین داریم هرگز نمیتوانیم بر اراده خداوند در زمین غالب شویم و نمیتوانیم از (پنجه قدرت) او بگریزیم!
معزی
و آنکه ما دانستیم که هرگز به عجز نیاریم خدا را در زمین و هرگز به عجزش نیاریم به گریختن
مجتبوی
و ما مىدانستيم كه هرگز خداى را در زمين ناتوان نتوانيم ساخت و با گريختن- از عذاب او- ناتوانش نتوانيم كرد
صادقی تهرانی
«و اینکه ما گمان شایستهای داشتیم که هرگز نمیتوانیم در زمین خدای را به ستوه آوریم و هرگز او را با گریز(مان) درمانده نتوانیم کرد.»