عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَىٰ غَيْبِهِ أَحَدًا
انصاریان
[او] دانای غیب است و هیچ کس را بر غیب خود آگاه نمی کند؛
آیتی
او داناى غيب است و غيب خود را بر هيچ كس آشكار نمىسازد،
بهرام پور
[او] داناى غيب است و كسى را بر غيب خود آگاه نمىكند
فولادوند
داناى نهان است، و كسى را بر غيب خود آگاه نمىكند،
الهی قمشهای
او دانای غیب عالم است و هیچ کس را بر غیب خود آگاه نمیکند.
خرمدل
دانندهی غیب خدا است، و هیچ کسی را بر غیب خود آگاه نمیسازد.
خرمشاهی
اوست دانای [راز] پنهان، که هیچ کس را از غیب خویش آگاه نمیسازد
مکارم شیرازی
دانای غیب اوست و هیچ کس را بر اسرار غیبش آگاه نمیسازد،
معزی
دانای نهان پس آگاه (یا چیره) نگرداند بر نهان خویش کسی را
مجتبوی
داناى نهان و ناپيداست، پس كسى را بر غيب خود آگاه نسازد،
صادقی تهرانی
(خدا) عالِم (کل) غیب(ها) است، پس احدی را بر غیبش آگاه نمیکند.