وَلَوْ أَرَادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً وَلَٰكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقَاعِدِينَ
انصاریان
و اگر برای بیرون رفتن [به سوی میدان نبرد] تصمیم جدّی داشتند، مسلماً برای آن ساز و برگ آماده می کردند، ولی خدا [به سبب سستی اراده و نفاقشان] برانگیختن آنان را [به سوی میدان نبرد] خوش نداشت، پس آنان را از حرکت بازداشت، و [انگار به آنان] گفته شد: با نشستگان [در خانه ها که به علتی معذور از جنگند] بنشینید.
آیتی
اگر مى‌خواستند كه به جنگ بيرون شوند براى خويش ساز و برگى آماده كرده بودند، ولى خدا بسيج آنان را ناخوش داشت و از جنگشان باز داشت و به ايشان گفته شد كه همراه كسانى كه بايد در خانه بنشينند در خانه بنشينيد.
بهرام پور
و اگر آنها عزم بيرون رفتن داشتند، قطعا براى آن ساز و برگى تدارك مى‌ديدند، ولى خداوند بسيج شدن آنها را خوش نداشت پس آنها را [با سلب توفيق‌] بازداشت و [به آنها] گفته شد: با نشستگان بنشينيد
فولادوند
و اگر [به راستى‌] اراده بيرون رفتن داشتند، قطعاً براى آن ساز و برگى تدارك مى‌ديدند، ولى خداوند راه‌افتادن آنان را خوش نداشت، پس ايشان را منصرف گردانيد و [به آنان‌] گفته شد: «با ماندگان بمانيد.»
الهی قمشه‌ای
-و اگر آنان قصد سفر جهاد داشتند درست مهیای آن می‌شدند لیکن خدا هم از برانگیختن آنها کراهت داشت پس آنها را باز داشت و حکم شد (که ای منافقان نالایق) شما هم با معذوران (کور عاجز در خانه خود) بنشینید.
خرمدل
اگر (این منافقان نیّت پاک و درستی داشتند و) می‌خواستند (برای جهاد) بیرون روند، توشه و ساز و برگ آن را آماده می‌کردند (و مسلّح و مجهّز در خدمت رسول راه می‌افتادند.) امّا خدا (می‌دانست که اگر برای جهاد بیرون می‌آمدند جز زیان و ضرر نداشتند. این بود که) بیرون‌شدن و حرکت‌کردن آنان را (به سوی میدان نبرد) نپسندید و ایشان را از (این کار) بازداشت. و بدیشان گفته شد: با نشستگان (عاجز و ناتوان، از قبیل: بیماران و پیران و کودکان و زنان، در خانه) بنشینید (چرا که شایستگی آن را ندارید که در کارهای بزرگ و راه سترگ خدا گام بردارید).
خرمشاهی
و اگر اینان به راستی عزم رهسپاری داشتند، برای آن تهیه و تدارکی می‌دیدند، ولی خداوند انگیزش آنان را خوش نداشت، لذا بی‌تصمیمشان گذاشت و [به ایشان‌] گفته شد همنشین خانه‌نشینان باشید
مکارم شیرازی
اگر آنها (راست می‌گفتند، و) اراده داشتند که (بسوی میدان جهاد) خارج شوند، وسیله‌ای برای آن فراهم می‌ساختند! ولی خدا از حرکت آنها کراهت داشت؛ از این رو (توفیقش را از آنان سلب کرد؛ و) آنها را (از جهاد) باز داشت؛ و به آنان گفته شد: «با «قاعدین» [= کودکان و پیران و بیماران‌] بنشینید!»
معزی
و اگر می‌خواستند برون آمدن را هر آینه مهیا می‌کردند برایش تهیه‌ای و لیکن خوش نداشت خدا جنبش آنان را پس بازنشاندشان و گفته شد بازنشینید با بازنشستگان‌
مجتبوی
و اگر بيرون‌شدن را مى‌خواستند هر آينه سازوبرگ آن را آماده مى‌ساختند و ليكن خدا انگيخته و بسيج‌شدن آنان را ناپسند داشت، پس آنها را از [بيرون‌شدن‌] باز داشت و واپس نشاند و به آنها گفته شد كه با وانشستگان بنشينيد.
صادقی تهرانی
و اگر (برای جهاد) اراده‌ی بیرون رفتن داشتند، بی‌گمان برای آن ساز و برگی تدارک می‌دیدند، ولی خدا (این) انگیزششان را بسی ناپسند داشت. پس ایشان را زمین‌گیر کرد و (به آنان) گفته شد: «با درماندگان و ناتوانان (همچنان) بمانید.»
: