وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ
انصاریان
و اگر آنان به آنچه خدا و پیامبرش به ایشان عطا کرده اند، خشنود می شدند و می گفتند: خدا ما را بس است؛ خدا و پیامبرش به زودی از فضل و احسان خود به ما عطا می کنند [و] ما فقط به سوی خدا مایل و علاقمندیم [برای آنان بهتر بود.]
آیتی
چه مىشود اگر به آنچه خدا و پيامبرش به آنان عطا مىكند خشنود باشند و بگويند: خدا ما را بس است و خدا و پيامبرش ما را از فضل خويش بىنصيب نخواهند گذاشت و ما به خدا رغبت مىورزيم؟
بهرام پور
و اگر آنها به آنچه خدا و پيامبرش [از صدقات] به ايشان داده راضى مىشدند و مىگفتند: خدا ما را بس است، زودا كه خدا از فضل خويش و نيز پيامبرش به ما عطا كند و ما مشتاق خداونديم [براى آنها بهتر بود]
فولادوند
و اگر آنان بدانچه خدا و پيامبرش به ايشان دادهاند خشنود مىگشتند و مىگفتند: «خدا ما را بس است به زودى خدا و پيامبرش از كرم خود به ما مىدهند و ما به خدا مشتاقيم» [قطعاً براى آنان بهتر بود].
الهی قمشهای
و چقدر بهتر بود اگر آنها به آنچه خدا و رسول به آنها عطا کردند راضی بودند و میگفتند که خدا ما را کفایت است، او و هم رسولش از لطف عمیم به ما عطا خواهند کرد، ما تنها به خدا مشتاقیم.
خرمدل
اگر آنان بدانچه خدا و پیغمبرش بدیشان داده است (و قسمت ایشان کرده است) راضی میشدند و میگفتند: (دستور) خدا ما را بسنده است و خداوند از فضل و احسان خود به ما میدهد و پیغمبرش (بیش از آنچه به ما داده است این بار به ما عطاء میکند، و) ما (به فضل و بخشایش پروردگار خود چشم دوخته و) تنها رضای خدا را میجوئیم، (اگر چنین میگفتند و میکردند، به سود آنان بود).
خرمشاهی
ولی اگر آنان به آنچه خداوند و پیامبرش به ایشان بخشیدهاند، خشنود میشدند و میگفتند خداوند ما را بس، زودا که خداوند و پیامبر او از فضل خویش به ما ببخشند و ما به خداوند میگراییم [برایشان بهتر بود]
مکارم شیرازی
(در حالی که) اگر به آنچه خدا و پیامبرش به آنان داده راضی باشند، و بگویند: «خداوند برای ما کافی است! و بزودی خدا و رسولش، از فضل خود به ما میبخشند؛ ما تنها رضای او را میطلبیم.» (برای آنها بهتر است)!
معزی
و اگر که ایشان خوشنود میشدند بدانچه خدا و پیمبرش بدیشان داده و میگفتند بس است ما را خدا زود است بدهد به ما خدا از فضل خویش و پیمبرش همانا مائیم بسوی خدا گروندگان
مجتبوی
و [چه خوب بود] اگر بدانچه خداى بديشان دهد و پيامبرش، خرسند گردند و گويند: خداى ما را بس است، بزودى خداى ما را از فزونبخشى خويش بدهد و پيامبرش نيز كه ما به خدا گراينده و اميدواريم.
صادقی تهرانی
و اگر آنان بدانچه خدا و پیامبرش به ایشان داده خشنود میگشتند و میگفتند: «خدا ما را بس است، به زودی خدا از فضل خود به ما میدهد و (نیز) پیامبرش (به ما میبخشد) ، ما همانا تنها سوی خدا راغبانیم» (این خود برایشان شایسته بود).