كَيْفَ وَإِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لَا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً ۚ يُرْضُونَكُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَىٰ قُلُوبُهُمْ وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ
انصاریان
چگونه [مشرکان بر پیمان خود پای بندند؟] و در صورتی که اگر بر شما چیره شوند، نه [پیوندِ] خویشاوندی را در حقّ شما رعایت می کنند، نه پیمانی را!! شما را با زبانشان خشنود می کنند، ولی دل هایشان [از خشنود کردن شما] امتناع دارد و بیشترشان فاسقند.
آیتی
چگونه پيمانى باشد كه اگر بر شما پيروز شوند به هيچ عهد و سوگند و خويشاوندى وفا نكنند؟ به زبان خشنودتان مىسازند و در دل سر مىپيچند و بيشترين عصيانگرانند.
بهرام پور
چگونه [عهدى داشته باشند] در حالى كه اگر بر شما ظفر يابند، نه قرابتى را در بارهى شما مراعات مىكنند و نه پيمانى را، شما را به زبان خويش راضى مىكنند اما دلهايشان امتناع دارد و بيشترشان فاسقند
فولادوند
چگونه [براى آنان عهدى است] با اينكه اگر بر شما دست يابند، در باره شما نه خويشاوندى را مراعات مىكنند و نه تعهّدى را، شما را با زبانشان راضى مىكنند و حال آنكه دلهايشان امتناع مىورزد و بيشترشان منحرفند.
الهی قمشهای
چگونه (با مشرکان عهدشکن وفای به عهد توان کرد) در صورتی که آنها اگر بر شما ظفر یابند مراعات هیچ علاقه خویشی و عهد و پیمان را نخواهند کرد! به زبانبازی و سخنان فریبنده شما را خشنود میسازند در صورتی که در دل جز کینه شما ندارند و بیشتر آنان فاسق و نابکارند.
خرمدل
چگونه (عهد و پیمان با شما را مراعات میدارند؟ هرگز! بلکه) اگر بر شما پیروز شوند، نه خویشاوندی را در نظر میگیرند و نه عهدی را مراعات میدارند (و در نابودی شما همهی توان خود را به کار میگیرند. اگر پیروزی با شما باشد) آنان با سخنان (زیبا و شیرین) خود شما را راضی و خوشنود میدارند، ولی دلهایشان (با زبانهایشان همآوا نیست و اندرونشان از کینهی شما لبریز است و از اذعان و اقرار بدانچه میگویند) ابا دارد. بیشتر آنان نافرمانبردارند (و عهد و پیمان را نگاه نمیدارند).
خرمشاهی
چگونه چنین نباشد، و حال آنکه اگر اینان بر شما دست یابند نه پیوند و نه پیمانی را در حق شما رعایت میکنند، اینان شما را با زبان خود خشنود میکنند، حال آنکه دلهایشان از آن ابا دارد و بیشترشان نافرمانند
مکارم شیرازی
چگونه (پیمان مشرکان ارزش دارد)، در حالی که اگر بر شما غالب شوند، نه ملاحظه خویشاوندی با شما را میکنند، و نه پیمان را؟! شما را با زبان خود خشنود میکنند، ولی دلهایشان ابا دارد؛ و بیشتر آنها فرمانبردار نیستند!
معزی
چگونه و اگر چیره آیند بر شما رعایت نکنند در شما خویشاوندی و نه پیمانی را خوشنودتان سازند با دهانهای خود و نمیخواهد دلهای ایشان و بیشتر ایشانند نافرمانان
مجتبوی
چگونه [آنان را پيمان باشد]؟ و حال آنكه اگر بر شما دست يابند در باره شما نه [حق] خويشاوندى را نگاه دارند و نه پيمانى را. با دهانشان- سخنانشان- شما را خشنود مىسازند ولى دلشان سر باز مىزند و بيشترشان بدكار [و پيمانشكن] اند.
صادقی تهرانی
چگونه (برای آنان پیمانی است) با آنکه اگر بر شما دست یابند، دربارهی شما هیچ گونه رابطهای و هیچ گونه پیمانی را مراعات نمیکنند. شما را با دهانهاشان راضی میکنند حال آنکه دلهایشان امتناع میورزد. و بیشترشان فاسقانند.