وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا
انصاریان
و زمین بارهای گرانش را بیرون اندازد،
آیتی
و زمين بارهاى سنگينش را بيرون ريزد،
بهرام پور
و زمين بارهايش را بيرون افكند
فولادوند
و زمين بارهاى سنگين خود را برون افكند،
الهی قمشهای
و بارهای سنگین اسرار درون خویش (که گنجها و معادن و اموات و غیره است) همه را از دل خاک بیرون افکند.
خرمدل
و زمین (از هم میشکافد و گدازههای درونی و دفینهها و مردهها، و همهی) سنگینیها و بارهای خود را بیرون میاندازد (و به گونهی دیگری در میآید).
خرمشاهی
و زمین بارهایش را بیرون ریزد
مکارم شیرازی
و زمین بارهای سنگینش را خارج سازد!
معزی
و برون آرد زمین گرانهایش را (یا سنگینها، یا کالاهایش را)
مجتبوی
و زمين بارهاى گرانش- مردگان- را بيرون آرد.
صادقی تهرانی
و زمین بارهای سنگین خود را (از درونش) برون افکند،