فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الرَّوْعُ وَجَاءَتْهُ الْبُشْرَىٰ يُجَادِلُنَا فِي قَوْمِ لُوطٍ
انصاریان
پس هنگامی که ترس و دلهره از ابراهیم برطرف شد و آن مژده به او رسید، با ما درباره قوم لوط [به قصد دفع عذاب از آنان] به گفتگو پرداخت.
آیتی
چون وحشت از ابراهيم برفت و او را نويد آمد، با ما در باره قوم لوط به مجادله برخاست.
بهرام پور
پس وقتى ترس از ابراهيم برفت و بشارت به او رسيد، در بارهى قوم لوط با ما [به قصد شفاعت] چون و چرا مىكرد
فولادوند
پس وقتى ترس ابراهيم زايل شد و مژده [فرزنددار شدن] به او رسيد، در باره قوم لوط با ما [به قصد شفاعت] چون و چرا مىكرد.
الهی قمشهای
چون ابراهیم را وحشت از دل برفت و بشارت (فرزند) بیامد در آن حال برای خلاص قوم لوط با ما به گفتگو و التماس در آمد.
خرمدل
هنگامی که خوف و هراس از ابراهیم دور شد و مژده (ی تولّد فرزند) بدو رسید، (دلش به حال قوم لوط سوخت و با فرشتگان) ما (شروع) به مجادله (و گفتگو) دربارهی (هلاک) قوم لوط کرد.
خرمشاهی
و چون ترس از ابراهیم دور شد، و بشارت به او رسید، درباره قوم لوط [به قصد شفاعت] با ما به چون و چرا پرداخت
مکارم شیرازی
هنگامی که ترس ابراهیم فرو نشست، و بشارت به او رسید، درباره قوم لوط با ما مجادله میکرد...
معزی
تا گاهی که برفت از ابراهیم ترس و بیامدش مژده میستیزد با ما در باره قوم لوط
مجتبوی
پس چون آن ترس از ابراهيم برفت و او را مژدگان رسيد، در باره قوم لوط با ما به گفتوگو- درخواست برداشتن عذاب- پرداخت.
صادقی تهرانی
پس هنگامی که (هنگامهی) ترس از ابراهیم برفت و مژده(ی فرزنددار شدن) برایش آمد، دربارهی قوم لوط با ما (به قصد شفاعت به امید بازگشتشان سوی خدا) در حال چون و چرا بود.