وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا ۖ إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَلَنْ تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولًا
انصاریان
و در زمین، با تکبّر و سرمستی راه مرو که تو هرگز نمی توانی [با قدم هایت] زمین را بشکافی، و هرگز در بلندی قامت نمی توانی به کوه ها برسی.
آیتی
به خودپسندى بر زمين راه مرو، كه زمين را نخواهى شكافت و به بلندى كوهها نخواهى رسيد.
بهرام پور
و در روى زمين به نخوت راه مرو، تو هرگز زمين را نخواهى شكافت و در بلندى به كوهها نخواهى رسيد
فولادوند
و در [روى] زمين به نخوت گام برمدار، چرا كه هرگز زمين را نمىتوانى شكافت، و در بلندى به كوهها نمىتوانى رسيد.
الهی قمشهای
و هرگز در زمین به کبر و ناز مرو و غرور و نخوت مفروش، که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید.
خرمدل
و در روی زمین متکبّرانه و مغرورانه راه مرو. چرا که تو (با پای کوبیدن قلدرانهات بر زمین) نمیتوانی زمین را بشکافی، و (با گردن کشیدن جبّارانهات بر آسمان، نمیتوانی) به بلندای کوهها برسی. (آخر ذرّهی ناچیزی انسان نام، در برابر کرهی زمین، و کرهی زمین در برابر مجموعهی هستی، چه چیز بشمار آست؟!).
خرمشاهی
و در زمین خرامان راه مرو، چرا که تو نه هرگز زمین را توانی شکافت و نه از بلندی هرگز سر به کوهها توانی رساند
مکارم شیرازی
و روی زمین، با تکبر راه مرو! تو نمیتوانی زمین را بشکافی، و طول قامتت هرگز به کوهها نمیرسد!
معزی
و راه مرو در زمین خرامان همانا تو نشکافی زمین را هرگز و نرسی کوهها را به بلندی
مجتبوی
و در زمين با بزرگ منشى و سرمستى راه مرو، كه تو زمين را نتوانى شكافت و در بلندى به كوهها نتوانى رسيد.
صادقی تهرانی
و در (روی) زمین به شادکامی، نخوتبار گام برمدار، (زیرا) تو بیچون زمین را هرگز نتوانی شکافت، و هرگز در بلند بالایی به کوهها نتوانی رسید.