قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّأُ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَىٰ غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَىٰ
انصاریان
گفت: این عصای من است، بر آن تکیه می زنم، و با آن برگ درختان را برای گوسفندانم فرو می ریزم و مرا در آن نیازهای دیگری هم هست.
آیتی
گفت: اين عصاى من است. بر آن تكيه مى‌كنم و براى گوسفندانم با آن برگ مى‌ريزم. و مرا با آن كارهاى ديگر است.
بهرام پور
گفت: اين عصاى من است، بر آن تكيه مى‌كنم و با آن براى گوسفندانم برگ مى‌تكانم، و نيازهاى ديگرى هم براى من در آن هست
فولادوند
گفت: «اين عصاى من است، بر آن تكيه مى‌دهم و با آن براى گوسفندانم برگ مى تكانم، و كارهاى ديگرى هم براى من از آن برمى‌آيد.»
الهی قمشه‌ای
موسی عرضه داشت: این عصای من است که بر آن تکیه می‌زنم و با آن از درختان بر گوسفندانم برگ می‌ریزم و حوائجی دیگر (چون مدد راه رفتن و دفع دشمن و غیره) نیز به آن انجام می‌دهم.
خرمدل
پاسخ داد که این عصای من است و بر آن تکیه می‌کنم و با آن گوسفندانم را می‌رانم و برای آنها برگ می‌ریزم، و نیازهای دیگری را با آن برآورده می‌کنم.
خرمشاهی
گفت این عصای من است که بر آن تکیه می‌کنم و با آن برای گوسفندانم برگ فرو می‌تکانم، و حاجتهای دیگر نیز به آن دارم‌
مکارم شیرازی
گفت: «این عصای من است؛ بر آن تکیه می‌کنم، برگ درختان را با آن برای گوسفندانم فرومی‌ریزم؛ و مرا با آن کارها و نیازهای دیگری است.
معزی
گفت این است چوبدست من که بدان تکیه کنم و بریزم برگها را بدان بر گوسفندانم و مرا است در آن حوائجی دیگر
مجتبوی
گفت: اين عصاى من است، بر آن تكيه مى‌كنم و با آن براى گوسفندانم [از درختان‌] برگ فرو مى‌ريزم، و مرا در آن، نيازها و سودهاى ديگر است.
صادقی تهرانی
گفت: «این عصای من است. بر آن تکیه می‌دهم و با آن بر گوسفندانم (برگ) می‌تکانم، و در آن برای من نیازهای مهم دیگری (نیز) هست.»
: