يَدْعُو لَمَنْ ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِهِ ۚ لَبِئْسَ الْمَوْلَىٰ وَلَبِئْسَ الْعَشِيرُ
انصاریان
بلکه کسی را می پرستند که قطعاً زیانش از سودش نزدیک تر است، بد سرپرست و یاوری و بد معاشر و همدمی است!
آیتی
كسى را مى‌خواند كه زيانش نزديك‌تر از سود اوست. چه بد دوستدارى است و چه بد مصاحبى است.
بهرام پور
كسى را مى‌خواند كه زيانش نزديك‌تر از سود اوست. وه، چه بد سرپرستى و چه بد معاشرى است!
فولادوند
كسى را مى‌خواند كه زيانش از سودش نزديكتر است. وه چه بد مولايى و چه بد دمسازى!
الهی قمشه‌ای
چیزی را که به ضرر نزدیک‌تر از نفع است می‌خواند (و می‌پرستد)، وی بسیار بد یاوری یافته و بسیار بد دمساز و پشتیبانی اختیار کرده است.
خرمدل
کسانی را به فریاد می‌خوانند و می‌پرستند که زیانشان بیش از سودشان می‌باشد. چه یاوران و سروران بدی، و چه همدمان و دوستان بدی هستند!
خرمشاهی
کسی را به دعا می‌خواند که زیانش محتمل‌تر است از سودش، بد یار و بد دمسازی است‌
مکارم شیرازی
او کسی را می‌خواند که زیانش از نفعش نزدیکتر است؛ چه بد مولا و یاوری، و چه بد مونس و معاشری!
معزی
می‌خواند آن را که زیانش نزدیکتر است از سودش چه بد سرپرست و چه بد همدمی است‌
مجتبوی
كسى را مى‌خواند كه بى‌گمان زيانش نزديكتر از سود اوست، بد ياور و سرپرستى است- آن بت- و بد يار و همدمى است.
صادقی تهرانی
همواره کسی را می‌خواند و می‌خواهد که بی‌گمان زیانش از سودش نزدیکتر است. وه! به‌راستی چه بد سروری و چه بد دمسازی است!
: