أَلَمْ تَرَ إِلَىٰ رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاءَ لَجَعَلَهُ سَاكِنًا ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا
انصاریان
آیا به [قدرت و حکمت] پروردگارت ننگریستی که چگونه سایه را امتداد داد و گستراند؟ و اگر می خواست آن را ساکن و ثابت می کرد، آن گاه خورشید را برای [شناختن] آن سایه، راهنما [ی انسان ها] قرار دادیم.
آیتی
نديده‌اى كه پروردگار تو چگونه سايه را مى‌كشد؟ اگر مى‌خواست در يك جا ساكنش مى‌گرداند. آنگاه آفتاب را بر او دليل گردانيديم.
بهرام پور
آيا ننگريستى كه پروردگارت چگونه سايه را امتداد داده است؟ و اگر مى‌خواست آن را ساكن قرار مى‌داد [كه يكسره شب باشد]، آن‌گاه خورشيد را نمايانگر آن قرار داديم
فولادوند
آيا نديده‌اى كه پروردگارت چگونه سايه را گسترده است؟ و اگر مى‌خواست، آن را ساكن قرار مى‌داد، آنگاه خورشيد را بر آن دليل گردانيديم.
الهی قمشه‌ای
آیا ندیدی که خدای تو چگونه سایه را با آنکه اگر خواستی ساکن کردی (بر سر عالمیان) بگسترانید؟ آن گاه آفتاب را بر آن دلیل قرار دادیم.
خرمدل
مگر نمی‌بینی که پروردگارت چگونه سایه را گسترانیده است؟ (و شامل همه‌ی کره‌ی زمین به طور متناوب کرده است، و با نظام ویژه‌ی نور و ظلمت، زندگی را برای انسانها و جانداران و گیاهان ممکن و آسان ساخته است؟!) و همچنین خورشید را دالّ بر این سایه‌ی گسترده کرده است؟ اگر خدا می‌خواست سایه را ساکن می‌کرد (و با استقرار دائم ظلمت، توازن حرارت را به هم می‌زد، و حیات را از گستره‌ی زمین برمی‌چید).
خرمشاهی
آیا نیندیشیده‌ای که پروردگارت چگونه سایه را می‌گسترد، و اگر می‌خواست آن را ساکن می‌گرداند، سپس خورشید را نمایانگر آن می‌گردانیم‌
مکارم شیرازی
آیا ندیدی چگونه پروردگارت سایه را گسترده ساخت؟! و اگر می‌خواست آن را ساکن قرار می‌داد؛ سپس خورشید را بر وجود آن دلیل قرار دادیم!
معزی
آیا ننگریستی بسوی پروردگار خویش چگونه پهن کرد سایه را و اگر می‌خواست هر آینه می‌گردانیدش مانده در یکجا سپس گردانیدیم خورشید را بر آن راهنما
مجتبوی
آيا به [صنع‌] پروردگار خويش ننگريستى كه چگونه سايه را بكشيد و اگر مى‌خواست، آن را ايستا مى‌گردانيد [تا يكسره شب و تاريك بودى‌] سپس آفتاب را بر آن
صادقی تهرانی
آیا سوی پروردگارت (در ربوبیّتش) ننگریسته‌ای (که) چگونه سایه(ی ربانی) را گسترده‌؟ و اگر می‌خواست، همواره آن را ساکن می‌نهاد. آن‌گاه خورشید را بر آن دلیل گردانیدیم.
: