وَمَا كُنْتَ تَتْلُو مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ ۖ إِذًا لَارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ
انصاریان
و پیش از این [قرآن]، تو هیچ نوشته ای را نمی خواندی و آن را با دست خود نمی نوشتی وگرنه باطل گرایان یاوه گو [در وحی بودن و حقّانیّت آن] شک می کردند،
آیتی
تو پيش از قرآن هيچ كتابى را نمىخواندى و به دست خويش كتابى نمىنوشتى. اگر چنان بود، اهل باطل به شك افتاده بودند.
بهرام پور
و تو پيش از [نزول] آن هيچ كتابى را نمىخواندى و با دست خود آن را نمىنوشتى، و گر نه باطلانديشان قطعا [در بارهى قرآن] به شك مىافتادند
فولادوند
و تو هيچ كتابى را پيش از اين نمىخواندى و با دست [راست] خود [كتابى] نمىنوشتى، و گر نه باطلانديشان قطعاً به شك مىافتادند.
الهی قمشهای
و تو از این پیش نه توانستی کتابی خواند و نه خطی نگاشت که در آن صورت مبطلان (منکر قرآن) در نبوتت شک و ریبی میکردند (و میگفتند این کتاب به وحی خدا نیست و خود از روی کتب سابقین جمع و تألیف کرده است).
خرمدل
تو پیش از قرآن، کتابی نمیخواندی، و با دست راست خود چیزی نمینوشتی که اگر چنین میشد (و تو مطالعهی کتب میکردی و چیزی مینوشتی و بالأخره سوادی میداشتی) باطلگرایان به شکّ و تردید میافتادند (و میگفتند: این قرآن حاصل مطالعهی شخصی و یادداشتهای فردی تو است).
خرمشاهی
و پیش از آن [وحی و نبوت] نه کتابی میخواندی و نه به دست خود [مکتوبی] مینوشتی، چه در آن صورت باطلاندیشان شک و شبهه به میان میآوردند
مکارم شیرازی
تو هرگز پیش از این کتابی نمیخواندی، و با دست خود چیزی نمینوشتی، مبادا کسانی که در صدد (تکذیب و) ابطال سخنان تو هستند، شک و تردید کنند!
معزی
و نبودی تو بخوانی پیش از این کتابی و نه بنویسش با دست راست آن هنگام هر آینه شکّ میآوردند نادرستان
صادقی تهرانی
و تو هیچ کتابی را پیش از این نمیخواندهای و با دست راست [:نیروی نوشتار راستینت] (کتابی) نمینوشتهای. (وگرنه) در این هنگام باطلاندیشان بیگمان به شک مستندی میافتادند.