قَالَتْ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ ۖ قَالَ كَذَٰلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ ۚ إِذَا قَضَىٰ أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
انصاریان
[مریم] گفت: پروردگارا! چگونه برای من فرزندی خواهد بود، در حالی که هیچ بشری با من تماس نگرفته؟! [خدا] فرمود: چنین است که می گویی [ولی کار خدا مُقیّد به علل و اسباب نیست،] خدا هر چه را بخواهد [با مشیّت مطلقه خود] می آفریند، چون چیزی را اراده کند جز این نیست که به آن می گوید: «باش» پس بی درنگ می باشد؛
آیتی
مريم گفت: اى پروردگار من، چگونه مرا فرزندى باشد، در حالى كه بشرى به من دست نزده است؟ گفت: بدين سان كه خدا هر چه بخواهد مىآفريند. چون اراده چيزى كند به او گويد موجود شو، پس موجود مىشود.
بهرام پور
مريم گفت: پروردگارا! چگونه مرا فرزندى باشد حال آن كه دست بشرى به من نرسيده است؟ فرمود: اين چنين [است كه] خدا آنچه بخواهد مىآفريند، و چون كارى را اراده كند، فقط به آن مىگويد: باش، پس موجود مىشود
فولادوند
[مريم] گفت: «پروردگارا، چگونه مرا فرزندى خواهد بود با آنكه بشرى به من دست نزده است؟» گفت: «چنين است [كار] پروردگار.» خدا هر چه بخواهد مىآفريند؛ چون به كارى فرمان دهد، فقط به آن مىگويد: «باش»؛ پس مىباشد.
الهی قمشهای
مریم گفت: پروردگارا، مرا چگونه فرزندی تواند بود و حال آنکه با من مردی نزدیک نشده؟ گفت: چنین است (کار خدا)، خدا هر آنچه بخواهد میآفریند؛ چون مشیّت او به چیزی قرار گیرد، به محض اینکه گوید «موجود باش»، همان دم موجود میشود.
خرمدل
(مریم در حالی که از تولّد فرزند از راه غیرطبیعی، شگفتزده شده بود) گفت: پروردگارا! چگونه مرا فرزندی خواهد بود، در حالی که انسانی با من نزدیکی نکرده است؟! فرمود: این گونه هر چه را بخواهد میآفریند، و هنگامی که ارادهی چیزی کند (و بخواهد پدید آید) فقط بدان میگوید: پدید آی! پس (بیدرنگ) پدید میآید.
خرمشاهی
[مریم] گفت پروردگارا چگونه مرا فرزندی باشد، حال آنکه دست هیچ بشری به من نرسیده است، گفت خداوند بدینسان هرچه را بخواهد میآفریند، [و] چون اراده او به کاری تعلق گرفت، به آن میگوید موجود شو، و بیدرنگ موجود میشود
مکارم شیرازی
(مریم) گفت: «پروردگارا! چگونه ممکن است فرزندی برای من باشد، در حالی که انسانی با من تماس نگرفته است؟!» فرمود: «خداوند، اینگونه هر چه را بخواهد میآفریند! هنگامی که چیزی را مقرّر دارد (و فرمان هستی آن را صادر کند)، فقط به آن میگوید: «موجود باش!» آن نیز فوراً موجود میشود.
معزی
گفت پروردگارا چگونه باشدم فرزندی و به من نزدیک نشده است بشری گفت بدینسان خدا بیافرد هرچه را خواهد چون بگذراند کاری را جز این نیست که گویدش بشو پس بشود
مجتبوی
مريم گفت: پروردگارا، چگونه مرا فرزندى تواند بود و حال آنكه هيچ آدمى مرا نسوده است؟ گفت: چنين است، خداى آنچه خواهد مىآفريند چون چيزى را اراده كند به آن گويد: باش! پس مىباشد.
صادقی تهرانی
(مریم) گفت: «پروردگارم! کی مرا فرزندی خواهد بود، حال آنکه بشری با من همبستر نشدهاست؟» گفت: «چنین است (کار پروردگار). هر چه بخواهد میآفریند، هنگامی که به کاری فرمان دهد، فقط به آن میگوید: “شو.” پس میشود.»