وَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ مِنْ شُرَكَائِهِمْ شُفَعَاءُ وَكَانُوا بِشُرَكَائِهِمْ كَافِرِينَ
انصاریان
و از معبودانشان [که آنها را کورکورانه می پرستیدند] برای آنان شفیعانی نخواهد بود، و آنان معبودانشان را [از روی واقعیت] انکار می کنند،
آیتی
ايشان را از ميان بتانشان شفيعانى نيست. و ديگر به بتان خود باور ندارند.
بهرام پور
و براى آنها از شريكانشان شفيعانى نخواهد بود و منكر شريكان خود مى‌شوند
فولادوند
و براى آنان از شريكانشان شفيعانى نيست، و خود منكر شريكان خود مى‌شوند.
الهی قمشه‌ای
و هیچ شفیع و مددکاری بر خود از آنان که شریک حق گرفتند نمی‌یابند بلکه به آن شریکان و خدایان باطل کافر می‌شوند.
خرمدل
و از انبازهائی که برای خدای خود گمان می‌بردند، میانجیگرانی نخواهند داشت. انبازهائی که (در دنیا) به سبب اعتقاد بدانها کافر شده بودند.
خرمشاهی
و برای آنان از شریکانی که قائل بودند، کسی شفیعشان نباشد، و خود به شریکانی که قائل بودند، منکر [و بی‌اعتقاد] شوند
مکارم شیرازی
و برای آنان شفیعانی از معبودانشان نخواهد بود، و نسبت به معبودهایی که آنها را همتای خدا قرار داده بودند کافر می‌شوند!
معزی
و نبود ایشان را از شریکانشان شفاعت‌کنندگانی و بودند به شریکان خویش کفرورزان‌
مجتبوی
و براى آنان از شريكانشان- بتان- شفيعانى نباشد، و به شريكانشان كافر شوند.
صادقی تهرانی
و برایشان از شریکانشان شفیعانی نبوده و خودشان (نیز) به شریکانشان (در عمق فطری و عقلانی از) کافران بوده‌اند.
: