بَلْ عَجِبْتَ وَيَسْخَرُونَ
انصاریان
بلکه [تو از انکارشان] تعجب می کنی و آنان مسخره می کنند،
آیتی
تو در شگفت شدى و آنها مسخره مى‌كنند.
بهرام پور
بلكه [تو از انكارشان‌] تعجب مى‌كنى، و آنها استهزا مى‌كنند
فولادوند
بلكه عجب مى‌دارى و [آنها] ريشخند مى‌كنند!
الهی قمشه‌ای
بلکه تو (از انکار منکران) تعجب کردی و آنها هم به تمسخر پرداختند.
خرمدل
امّا تو (آن قدر مسأله‌ی معاد را مسلّم و واضح می‌بینی که از ناباوری ایشان) تعجّب می‌کنی، و ایشان (آن قدر مسأله‌ی معاد را محال و ناممکن می‌دانند که هم تو و هم معاد را) مسخره می‌کنند.
خرمشاهی
بلکه تو [از حال آنان‌] تعجب کرده‌ای، و آنان [کار و بار تو را] ریشخند می‌کنند
مکارم شیرازی
تو از انکارشان تعجّب می‌کنی، ولی آنها مسخره می‌کنند!
معزی
بلکه شگفت ماندی و مسخره کنند
مجتبوی
بلكه تو شگفتى نمودى- از ايمان نياوردنشان- و آنها مسخره مى‌كنند.
صادقی تهرانی
بلکه عجب داشتی و (آنها) ریشخند می‌کنند!
: