فَمَا اسْتَطَاعُوا مِنْ قِيَامٍ وَمَا كَانُوا مُنْتَصِرِينَ
انصاریان
پس [با آمدن عذاب و به سبب اینکه هیچ مهلتی نیافتند] نه قدرت برخاستن از جای خود را داشتند و نه دادخواهی کردند.
آیتی
ايستادن نتوانستند و ياراى انتقام نداشتند.
بهرام پور
[چنان بر زمين افتادند] كه نه توانستند برخيزند و نه از خود دفاع كنند
فولادوند
در نتيجه نه توانستند به پاى خيزند و نه طلب يارى كنند.
الهی قمشه‌ای
در حالی که نه هیچ توانایی برخاستن (و گریختن) داشتند و نه هیچ یار و مددکاری یافتند.
خرمدل
آنان (چنان نقش زمین شدند که) نتوانستند برخیزند و نتوانستند (از کسی یاری بطلبند و) خویشتن را کمک کنند.
خرمشاهی
آنگاه توان ایستادن هم نداشتند و کین‌ستان نبودند
مکارم شیرازی
چنان بر زمین افتادند که توان برخاستن نداشتند و نتوانستند از کسی یاری طلبند!
معزی
پس نیارستند ایستادن را و نبودند یاری‌جویان‌
مجتبوی
پس برخاستن نتوانستند و ياراى دفاع از خود نداشتند.
صادقی تهرانی
پس هرگز نه توانستند به پای خیزند و نه جویندگان یارانی بوده‌اند.
: