إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَىٰ
انصاریان
آن گاه که سدره را احاطه کرده بود آنچه [از فرشتگان، نور و زیبایی] احاطه کرده بود.
آیتی
وقتى كه سدره را چيزى در خود مى‌پوشيد،
بهرام پور
آن‌گاه كه آن درخت سدره را مى‌پوشاند آنچه [از امور خيره كننده‌] مى‌پوشاند
فولادوند
آنگاه كه درخت سدر را آنچه پوشيده بود، پوشيده بود.
الهی قمشه‌ای
چون سدره را می‌پوشاند (از نور عظمت حق) آنچه که احدی از آن آگه نیست.
خرمدل
در آن هنگام، چیزهائی سدره را فرا گرفته بود که فرا گرفته بود (و چنان عجائب و غرائبی، قابل توصیف و بیان، با الفبای زبان انسان نیست).
خرمشاهی
آنگاه که [درخت‌] سدره را چیزی که فرو پوشاند، فرو پوشاند
مکارم شیرازی
در آن هنگام که چیزی [= نور خیره‌کننده‌ای‌] سدرة المنتهی را پوشانده بود،
معزی
گاهی که پوشانید سدره را آنچه پوشانید
مجتبوی
آنگاه كه [آن فرشته را ديد] آن درخت سدره را مى‌پوشاند آنچه مى‌پوشاند.
صادقی تهرانی
چون «سدره» را آنچه می‌پوشد، می‌پوشدش.
: